عیسی سحرخیز

عیسی سحرخیز

عیسی سحرخیز

عیسی سحرخیز متولد ۱۰ بهمن ۱۳۳۲ در آبادان است. در شش سالگی همراه با خانواده به کرج رفت. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرج گذراند، در تیرماه سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد و به تهران آمد. او  دارای دو فرزند به اسم‌های مهتاب (۱۹ ساله) و مهدی (۲۷ ساله) بوده که مهدی ساکن نیویورک و مهتاب دانشجوی دانشگاه امیر کبیر می‌باشد.وی در سال ۱۳۵۸ در رشتهٔ اقتصاد از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. در سال ۱۳۵۹ با شروع جنگ ایران و عراق به صورت داوطلبانه به جبهه‌ رفت و سعی کرد که تمام صحنه‌های جنگ را به تصویر بکشد.وی از سال ۱۳۶۱ به عنوان خبرنگار و کارشناس اقتصادی در خبرگزاری رسمی دولت ایران (ایرنا) فعالیت داشت. در سال ۱۳۶۱ با مفقودالاثر شدن برادر ۱۸ ساله‌اش سعید، بیش‌تر از گذشته اوقاتش را در جبهه می‌گذراند. او در تمام این دوران در سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی به تلاش ادامه داد و به عنوان نفر دوم سازمان، قائم مقام مدیر عامل و معاون خبر سازمان بود. سحرخیز که در سال ۱۳۷۱ پس از استعفای خاتمی از وزارت ارشاد از مدیریت ایرنا کناره گرفته و به عنوان رئیس دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی به سازمان ملل در نیویورک رفت.با انتخاب محمد خاتمی به‌عنوان رئیس جمهور در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و در وزارت ارشاد سید عطاءالله مهاجرانی به‌عنوان مدیر کل مطبوعات داخلی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول گشت. هرچند که این دوره فقط حدود ۲۲ ماه به درازا کشید، اما از آن به‌عنوان «بهار مطبوعات» یاد می‌شود و به اذعان روزنامه‌نگاران او در این مسئولیت به بهترین وجه ممکن شرایط آزادی را برای آن‌ها فراهم کرد. در سال ۱۳۷۸ پس از اقدام قوهٔ قضائیه علیه او، عیسی سحرخیز از سمت مدیرکلی مطبوعات داخلی وزارت ارشاد استعفا داد. برخورد قوهٔ قضائیه به دلیل ارائهٔ مجوز انتشار به روزنامهٔ «زن» بود که در محاق توقیف قرار داشت. در همین رابطه او در سال ۱۳۸۲ محاکمه، و به یک سال محرومیت از اشتغال در مناصب دولتی محکوم شد. او از برجسته‌ترین چهره‌های روزنامه‌نگاری انتقادی ایران و از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران است.سحرخیز مدیر مسئول نشریهٔ آفتاب و اخبار اقتصاد بود که هر دو تعطیل شدند. چند سالی هم به‌عنوان مدیر عامل انتشارات قلم به‌فعالیت پرداخت تا اینکه به دلیل شرایط موجود خانه‌نشین شد. در سال ۱۳۸۳، عیسی سحرخیز، نمایندهٔ مدیران مسوول جراید در هیات نظارت بر مطبوعات بود. در نشست هفتگی این هیات بر سر مطلب یکی از مجلات هفتگی درباره روابط دختران و پسران باغلامحسین محسنی اژه‌ای که رئیس دادگاه ویژه روحانیت و نماینده قوه قضائیه در هیات نظارت بر مطبوعات بود درگیر شد و ادعا شده که «محسنی اژه‌ای اقدام به پرتاب قندان به سوی او و سپس گاز گرفتن شانهٔ چپ سحرخیز نمود.
او در جریان پیامدهای اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۸۸ بازداشت شد.شنبه هفتهٔ پیش از آن در ۳۰ خرداد، از دفتر سعید مرتضوی، دادستان تهران با او تماس گرفته و از او خواسته بودند روز بعد خود را به دادستانی معرفی کند، اما او گفته بود تا چند روز آینده خارج از تهران است و نمی‌تواند به دادستانی مراجعه کند.
عیسی سحرخیز پس از اعلام دادستانی مبنی بر معرفی خود، در دوزادهم تیرماه در در روستایی در توابع استان مازندران درشمال ایران دستگیر شد و به زندان اوین انتقال یافت.وی توسط قاضی صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس محکوم شد.
او در بند ۲۰۹، بند ۲۴۰ و بند ۳۵۰ اوین نگهداری شده و در بهار سال ۸۹ بدون هیچ گونه حکمی به زندان رجایی شهر تبعید شده است.اولین تماس از طرف دادستانی پس از دستگیری وی در تاریخ ۲۵تیرماه صورت گرفته و با اعلام وضع نامناسب جسمی وی و تحت نظر بودن ایشان، درخواست داروهای سحرخیز را کرده‌اند. پسر وی اعلام کرد که دنده‌های پدرش را در هنگام دستگیری شکسته‌اند.در سوم مرداد ۱۳۸۹ سحرخیز از زندان رجایی‌شهر نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضائیه ایران منتشر کرد که در آن خواستار تشکیل دادگاه علیه سید علی خامنه‌ای، محمود احمدی‌نژاد ومحسنی اژه‌ای شد. او در این نامه اعلام کرده‌است در صورتی که ظرف مدت یک‌ماه به شکایت‌اش رسیدگی نشود از طریق شیرین عبادی از این افراد به مجامع بین‌المللی شکایت خواهد برد.
سحرخیز در تاریخ دوشنبه ۲۵ مرداد ۸۹ طی دادخواستی از شرکت نوکیا زیمنس و دیگر شرکت های مرتبط بابت فروش و ارایه فن آوری و تجهیزات لازم برای شنود ومونیتورینگ هوشمند شبکه های بی سیم، اطلاعاتی و اینترنت ایران که موجب دستگیری و سپس شکنجه او و دیگر شهروندان ایرانی شده است، در دادگاه فدرال آمریکا شکایت کرده است.وی مدعی است که فن آوری های فروخته شده توسط شرکت نوکیا زیمنس موجب دستگیری او شده است که بدون آن فن آوری ها امکان دستگیری او توسط نیروهای امنیتی ایران وجود نداشته است. سحرخیز در این دادخواست خواهان قطع فروش دستگاههای متشابه و قطع پشتیبانی و پایان دادن به سرویس های موجود در تجهیزات فروخته شده توسط نوکیا زیمنس به ایران است. شاکیان این پرونده عیسی سحرخیز و مهدی سحرخیز و ایرانیانی هستند که به طور مشابه حقوقشان پایمال شده است.وکلای این پرونده علی هریسچی و ادوراد معوض در ایالت مریلند آمریکا هستند. در پی طرح شکایت عیسی سحرخیز از شرکت نوکیا زیمنس، این شرکت مخابراتی اعلام کرد که در حال مطالعه پرونده شکایت می باشد.
سحرخیز در حال حاضر در زندان رجایی شهر کرج در وضعیت بد جسمانی به سر میبرد.وی از زمان دستگیری از حداقل حقوق خود به عنوان یک زندانی محروم بوده وحتی نتوانسته ار مرخصی درمان نیز استفاده نماید. سحرخیز حدود یکسال است که ملاقات حضوری نداشته و حتی مکالمه تلفنی او را منع کرده اند.وی از نظر سلامت در وضعیت بسیار بد و نگران کننده ای قرار دارد.طبق آخرین اخبار منتشر شده از زندان رجایی شهر کرج، عیسی سحر خیز بشدت بیمار بوده و پزشک معالج توصیه کرده است که وی در یک محیط آرام و بدور از اضطراب و ناراحتی باشد. بر اساس گزارش های رسیده ، به تازگی غده ای در بدن این زندانی سیاسی مشاهده شده که بسیار دردناک است و مشکوک به غده ای سرطانی می باشد.تاکنون برای نمونه برداری از آن هیچ اقدامی صورت نگرفته است. از آنجا که سحرخیز مبتلا به دیسک کمر بوده و دوعدد از مهره های کمر این روزنامه نگار مشکل جدی دارد، وی نیازمند مراقبتهای ویژه پزشکی، فیزیوتراپی و آب درمانی است که هیچ یک از اینها برای او فراهم نیست.با توجه به آسیب مهره های ستون فقرات او که در مدت زمان زندان آسیب دیده اند و به تشخیص پزشکان زندان، اگر این آسیب دیدگی ها درمان نشود، احتمال فلج شدن این زندانی وجود دارد. اما با وجود تجویز پزشکان، مسئولان قضایی همچنان  از مرخصی درمانی وی ممانعت بعمل می آورند و روز به روز فشارها و محدودیت ها را بر وی “افزایش” می دهند.از سوی دیگر نوسان فشار خون وی یکی دیگر از دلایل وضعیت وخیم جسمانی این زندانی سیاسی است که با فشارهای وارده در زندان تشدید شده است.
سحرخیز در چند نوبت از سوی بعضی از زندانیان خاص (مجرمان پرخطر) و مسئولان زندان مورد ضرب و شتم و برخورد فیزیکی قرار گرفته است.

——————————————————————————————————————————

* مطلب زیر را برای یکی از تارنماهای سبز تهیه کردم که پس از ترجمه به انگلیسی در آن تارنما منتشر شد.

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *