تـــرور و ترورگـــری

ترور

ترور در لغت، در زبان فرانسه ، به معنای هراس و هراس افکنی است . در لغتنامه دهخدا آمده‌است: «ترور مأخوذ از Terreur و به معنای قتل سیاسی به وسیله اسلحه در فارسی متداول شده‌است و تازیان معاصر إهراق را به جای ترور به کار می‌برند و این کلمه در فرانسه به معنای وحشت و خوف آمده و حکومت ترور هم اصول حکومت انقلابی است که پس از سقوط ژیروندن‌ها (از ۳۱ مه ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴م) در فرانسه مستقر گردید و اعدام‌های سیاسی فراوانی را متضمّن بود.» در سیاست به کارهای خشونت آمیزو غیرقانونی حکومتها برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنها ترور می گویند و نیز کردار گروه های مبارزی که برای رسیدن به هدف های سیاسی خود دست به کارهای خشونت آمیزو هراس انگیز می زنند ، ترور نامیده می شود.

ترور یا قتل سیاسی، نوعی آدم کشی است که عمدتاً با اهداف سیاسی یا عقیدتی انجام می‌گیرد. مقتول دارای مقام یا شهرت یا علایق سیاسی است و یا به دلیل اهانت به یک مرام عقیدتی مانند یک مذهب مورد سو قصد قرار می‌گیرد. ترور که در زبان فارسی بیشتر به قتل سیاسی توسط اسلحه گفته می‌شود، با تروریسم تفاوتهای بنیادین و مهمی دارد. تِروریسم که در فارسی از آن با عنوان دهشت‌افکنی یا هراس‌افکنی نام برده شده‌است، به هرگونه عملکرد یا تهدید برای ترساندن و یا آسیب رساندن به شهروندان، حکومت و یا گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی گفته می‌شود . تروریست یا ترورگر فرد یا گروهی است که از مکتب ترور یا تروریسم پیروی می‌کند. تروریست‌ها معمولاً برای تبلیغ ایدئولوژی خود و یا برای مقابله به مثل کردن با کشور دشمن خود دست به کشتار و ترور مردم غیر سیاسی می‌زنند تا با ایجاد ترس و وحشت در جامعه به خواسته‌های خود برسند. ستمگرکشی و دیگر شکل‌های ترور هرچند معمولاً در چارچوبی از وحشت‌گرایی (تروریسم) انجام می‌شوند، اما میان تروریسم و قتل سیاسی تفاوت‌های ماهوی مهمی وجود دارد. مفهوم واژه ترور یک منبع مهم ابهام‌زایی در مورد ماهیت قتل سیاسی است. واژه ترور (قتل سیاسی) گاه برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات تروریست‌ها استفاده می‌شود. برخی پژوهشگران همچون دیوید راپوپورت و ایویانسکی نظریه امروزین ترور را برگرفته از نظریه ستمگرکشی می‌دانند. امروزه گرایشی برای گنجاندن قتل سیاسی در چارچوب تروریسم پدید آمده و از سوی دیگر بسیاری از گروه‌های وحشت نیز از تاکتیک قتل سیاسی استفاده می‌کنند. آشکارترین تمایز ترور و تروریسم این است که هدف یک قاتل سیاسی یک شخصیت معین است و اسلحه برای از میان بردن او استفاده می‌شود، اما هدف یک اقدام تروریستی جمعی است.

آدمکشی برای مقاصد سیاسی طرفداران بسیاری در طول تاریخ داشته‌است. سیسرو سخنور رومی کشتن افرادی که آن‌ها را هیولاهایی با نقاب انسانی می‌نامید، به قطع اعضای از کار افتاده بدن تشبیه کرده و آن را راه جلوگیری از انتشار فساد در پیکر همگانی انسان‌ها یعنی اجتماع می‌دانست. ایده ستمگرکشی سده‌ها بعد با نظریه مشروعیت مردمی حکومت پیوند می‌خورد. طرفداران ترور استدلال می‌کردند که مشروعیت حکومت ناشی از قراردادی است که با مردم بسته شده و وقتی مفاد قرارداد زیرپا نهاده می‌شود، زمینه برای از میان بردن حاکمان نیز فراهم شده است.

ترورگری روش حکومت هایی است که با بازداشت و شکنجه و اعدام و انواع آزارهای غیرقانونی، از راه پلیس سیاسی ، مخفی، مخالفان را سرکوب می کنند و می هراسانند، و یا روش دسته های راست یا چپی است که برای افکندن یا هراساندن دولت به آدمکشی و آدم دزدی و خرابکاری دست می زنند.روش آنارشیستهای انقلابی (نک آنارشیسم) و نیزبرخی دسته های انقلابی دیگر در روسیه ی تزاری ترورگری بود. از این جهت ترور به معنای کشتار سیاسی نیز به کار می رود و کسانی را که به کشتار سیاسی دست بزنند ترورگر(تروریست) می خوانند.

در دوره ی انقلاب بزرگ فرانسه ، از مه ۱۷۹۳ تا ژوئیه ی ۱۷۹۴ را دوره «حکومت ترور»می خوانند،زیرا در این دوره هزاران تن را با گیوتین گردن زدند. در ایران، بخصوص از مشروطیت به این سوء چند دسته ی ترورگر چپ و راست پیده شده اند که ترور شخصیتهای سیاسی را روش خود قرار داده اند .

در تاریخ ایران و شرق اسلامی ، فرقه ای که از تروربه صورت یک روش دائمی استفاده کرده اسماعیلیان نزاری یا پیروان حسن صباح هستند که ترورگریهای آنان چنان وحشتی در دل همگان ، از جمله مسیحیان صلیبی،افکنده بود که هنوز در زبانهای اروپایی به نام «اساسین»(گویا ، دگرگون شده ی حشاشون )، یعنی قاتل ، معروفند .

جمهوری اسلامی و ترور

از سال ۱۳۵۸ ، مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران، به خصوص افراد درون سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، حداقل با ۱۶۲ فقره قتل فراقضایی مخالفان سیاسی رژیم در سراسر جهان مرتبط شده اند. جمهوری اسلامی ایران مخالفینی را در در خارج از کشور کشته است که شاید معروف‌ترین فرد کشته‌شده، شاپور بختیار آخرین نخست وزیر دوره پهلوی در پاریس باشد. در روز ۱۷ مرداد ۱۳۷۰ ، اجساد به قتل رسیده دکتر شاپور بختیار  نخست وزیر اسبق ایران و منشی او سروش کتیبه  در محل اقامت دکتر بختیار، بیرون شهر پاریس در فرانسه کشف شد. دکتر بختیار به عنوان رئیس یک نماد عمده وحدت برای گرو ه های مخالف جمهوری اسلامی بود تا آن زمان از دو سوء قصد جدی جان سالم به در برده بود. دکتر بختیار در یک دادگاه انقلابی غیاباً به مرگ محکوم گردیده بود .

قربانیان ترورهای منتسب به حکومت انقلابی ایران، در کشورهایی مانند آمریکا، فرانسه، عراق و پاکستان مورد هدف واقع شده‌اند. همچنین در میان کشته‌شدگان نام اتباع غیرایرانی نیز به چشم می خورد. پل کلبنیکوف نویسنده آمریکایی مجله فوربز که مقاله‌ای با نام “آخوندهای میلیونر ایران” نوشته بود، وقتی از دفتر مجله در مسکو خارج می شود، به ضرب گلوله به قتل می رسد.

 اولین قتل سیاسی برون مرزی موفق که می توان آن را با جمهوری اسلامی ایران مربوط دانست، ترور شهریار شفیق، خواهرزاده شاه سابق ایران است که در دی ماه ۱۳۵۸ ، در پاریس هدف شلیک گلوله قرار گرفته و کشته شد. این قتل فقط یک ماه پس از آنکه دولت پرطرفدار و وابسته به جبهه ملی نخست وزیر مهدی بازرگان توسط روحانیون بنیادگرا مجبور به کناره گیری شده و با شورای انقلاب جایگزین شده بود، انجام گرفت. آخرین قتل سیاسی خارج از مرزهای ایران و عراق که می توان آن را مستقیماً با جمهوری اسلامی مربوط دانست، کشتن دکتر رضا مظلومان، معاون رئیس سازمان درفش کاویانی است که در اردیبهشت ۱۳۷۵ در پاریس صورت گرفت.

 ارتشبد غلامعلی ‏اویسی و برادرش حسین اویسی نیز توسط عوامل منتسب به جمهوری اسلامی در پاریس ترور شدند. . دکتر عبدالرحمن قاسملو(دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران)، عبدالله قادری آذر( نماینده حزب دمکرات کردستان در اروپا) و آقای فاضل رسول، یک کورد عراقی که به عنوان میانجی عمل می کرد، در طی ملاقاتی محرمانه با نمایندگان حکومت ایران در آپارتمانی در وین به قتل رسیدند. در واقعه ترور میکونوس چهار نفر از فعالین کورد مخالف جمهوری اسلامی (فتاح عبدلی، همایون اردلان، نوری دهکردی، صادق شرفکندی) در برلین کشته شدند. دادستان کل آلمان علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و رئیس جمهور وقت ایران علی اکبر هاشمی رفسنجانی و وزیر امور خارجه آن دوره علی اکبر ولایتی و وزیر اطلاعات سابق علی فلاحیان را نیز به دخالت در این ماجرا متهم کرد. علی فلاحیان هم اکنون نیز به جرم قتل و تروریسم تحت تعقیب اینترپل است.

در یکی دیگر از جنجالی ترین قتل های منتسب به جمهوری اسلامی برادر فروغ فرخزاد شاعر معاصر ایرانی، فریدون فرخزاد، شاعر، برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون، خواننده، مجری تلویزیونی و رادیویی، ترانه‌سرا، آهنگساز، بازیگر و فعال سیاسی ایرانی معترض به حکومت جمهوری اسلامی ایران در محل سکونتش در شهر بن بر اثر ضربات چاقو به قتل رسید.

باید گفت قتل هایی که در بین سالهای ۱۳۵۸ و ۱۳۷۵ اتفاق افتادند بعضی از اساسی ترین اصول قوانین بین المللی حقوق بشر را نقض نمودند. این قتل ها در بالاترین سطوح تشکیلات سیاسی و مذهبی ایران توسط مأموران ارشد رژیم که بسیاری از آنها تا به امروز از نفوذ برخوردار هستند، طرح، اجرا و هماهنگ گردیده است. همانطور که قاضی فریتهف کوبسک در آلمان در جلسه نهایی دادگاه پرونده میکونوس، گفت:

شواهد آشکار می سازد که حاکمان ایران نه تنها قتل های برون مرزی را تأئید نموده و قاتلان را محترم داشته پاداش می دهند، بلکه آنها خودشان این نوع قتل ها را بر علیه مردمی که صرفاً به دلائل سیاسی، نامطلوب می شوند، را طرح می نمایند. به منظور حفظ قدرتشان آنها حاضرند مخالفان سیاسی شان را سربه نیست نمایند.

*در متن نگاشته شده واژه های ترورگری و وحشت گرایی به عنوان معادل فارسی واژه تروریسم و همچنین واژه ترورگر به عنوان معادل واژه تروریست استفاده گردیده است.

منابع :

–          دانشنامه سیاسی ، تالیف داریوش آشوری

–          پناهگاهی نیست (عملیات جهانی ترور جمهوری اسلامی ایران) ،گزارش منتشر شده مرکز اسناد حقوق بشر ایران

–          تارنمای ویکی پدیای فارسی

——————————————————————————————————————————

* این مطلب در پانزدهمین شمارهٔ ماهنامهٔ حقوقی- اجتماعی “خط صلح”، به صاحب امتیازی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر شد.

دریافت فایل پی دی اف نشریه خط صلح ، شماره ۱۵

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *