برای صلح

۲

Posted on : ۲۷-۰۶-۱۳۸۸ | By : علی | In : روز نوشت
صلح

صلح

نوشتن از صلح در جایی که حاکمان آن مدام از دشمن حرف می زنند و عوام مدام فریاد مرگ براین و آن سر میدهند کار مشکلی است.

به راستی چه لزومی دارد از صلح بنویسم در حالی که در جایی زندگی می کنم که آزاد ترین!انتخابات دنیا همین سه ماه پیش برگزار شده وکسی را که همه دوست می دارند(منظور از همه،هموطنان عزیزم به غیر از تعداد اندکی خس و خاشاک که حدوداً بیستو چند میلیونی میشوند! می باشد) به رئیس جمهوری منصوب کردند(دقت کنید:منصوب کردند!).

چه لزومی دارد از لازمه صلح یعنی رعایت حقوق بشر در جایی بنویسم که این حقوق حقه به نحو احسن در اوین وکهریزک وخیابان های منتهی به میدان آزادی تهران (مثلاً جنب مسجد لولا گر!) و داد گاه های  انقلابش و البته در جای جای این مرز پر گوهر اجرا می شود.

پس نتیجه میگیریم نوشتن از صلح در کشوری که مهد آن است کاری عبث و بیهوده است که فقط باعث سر درد(یا درد سر) میشود و بس.

* به امید فراگیر شدن صلح و تمام ملزومات آن در اقصی نفاط دنیا منجمله وطن عزیزم

*روز جهانی صلح گرامی باد

*این یادداشت به مناسبت فرارسیدن روز جهانی صلح نگاشته شد

پـــــول

۱

Posted on : ۰۹-۰۶-۱۳۸۸ | By : علی | In : روز نوشت

پول

پول

موندم که این پول لعنتی چه کوفتییه؟
نداری میخوایش،داری معمولا یا نمی خوایش و یا در اکثر اوقات بیشتر وبیشتر میخوای! زندگی ها فقط در سه حرف خلاصه میشه «پ و ل» آخه یعنی چی؟ کم مونده بود عشقم پولی بشه که……(ســانســور)
خجالت کشیدم بنویسم!پس بی خیال…

تـغــیِـیِـر

۱

Posted on : ۰۸-۰۶-۱۳۸۸ | By : علی | In : روز نوشت
change

change

امروز متوجه شدم چقدر تغییر خوب ودر عین حال سخته
نه اشتباه نکنید سیاسی حرف نمی زنم
امروز همت کردم!و کل چیدمان اتاق فسقلیم رو ریختم بهم.از میز تحریر و کامپیوتر تا کتابخونه. پدرم در اومد ولی بعد از اتمام کلی حال کردم
حالا میفهمم باراک (اوباما دیگه !) و شیخ مهدی خودمون(کروبی دیگه!) چی میگفتن
دم جفتشون گرم

اول سلام

۱

Posted on : ۰۷-۰۶-۱۳۸۸ | By : علی | In : روز نوشت
Writer this post

me

این یک شروع تازه است
در وبلاگ های قبلی کمتر خود،خودم بودم
اما تصمیم دارم اینجا خودم باشم.هرچند بندرت و شاید کوتاه ،ولی هستم
می نویسم پس هستم