<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کـــا کـــتـوس</title>
	<atom:link href="http://www.kactus.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.kactus.ir</link>
	<description>دست نوشته های علی فتوتی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 19:45:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
		<item>
		<title>سالگرد یک مرثیه!</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1391/02/%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b1%d8%ab%db%8c%d9%87/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1391/02/%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b1%d8%ab%db%8c%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 15 May 2012 19:31:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[تولدي ديگر]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[علی فتوتی]]></category>
		<category><![CDATA[من هنوز هستم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=261</guid>
		<description><![CDATA[یک سال پیش برای آخرین بار هوای بهاری شیراز رو تو ریه هام جا دادم و مادرم رو به آغوش گرفتم. آغوشی که چند ثانیه بیشتر طول نکشید تا نزارم بغضی که توی گلوم بود بشکنه و آخرین تصویر مادرم از من در حال گریه و همراه با اشک باشه. آغوشی که هنوز در حسرتشم که چرا بیشتر خودم رو توش رها نکردم. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_262" class="wp-caption aligncenter" style="width: 471px"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/05/320884_264243450272763_210223165674792_885628_1479815701_n.jpg"><img class=" wp-image-262 " title="این نیز بگذرد" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/05/320884_264243450272763_210223165674792_885628_1479815701_n.jpg" alt="این نیز بگذرد" width="461" height="311" /></a><p class="wp-caption-text">این نیز بگذرد</p></div>
<p dir="RTL">یک سال پیش برای آخرین بار هوای بهاری شیراز رو تو ریه هام جا دادم و مادرم رو به آغوش گرفتم. آغوشی که چند ثانیه بیشتر طول نکشید تا نذارم بغضی که توی گلوم بود بشکنه و آخرین تصویر مادرم از من در حال گریه و همراه با اشک باشه. آغوشی که هنوز در حسرتشم که چرا بیشتر خودم رو توش رها نکردم. یکسال پیش بود که برای اولین بار بغض پدرم رو دیدم. پدری که همیشه مایه افتخارمنه و پشتم به بودنش گرمه. بغضش خرابم کرد، ولی نذاشتم ببینه که دارم فرو میریزم. یکسال پیش بود که برای آخرین بار از کنار دروازه قرآن گذشتم و همون لحظه بود که بغضم ترکید و تا ساعت ها راحتم نگذاشت. انگار که قلبم رو جا گذاشتم و یه کوله بار خاطره.</p>
<p dir="RTL">یکسال میشه که از شهرم و خونم دور شدم و تن به تبعید خود خواسته ای دادم که تا امروز ادامه داره. اون روز به خودم قول دادم که هر جا باشم یه روزی به اون دیار که متعلق به منه بر میگردم و امروز هم قولم رو تکرار میکنم.</p>
<p dir="RTL">من بر میگردم به وطنم ، به جایی که متعلق به اونجام. به امید یه روز خوب میمونم تا خاکی رو که از شهرم به امانت به همرام آوردم به اونجا برگردونم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1391/02/%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%d8%b1%d8%af-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b1%d8%ab%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وانگاری ماآتای، مادر درختان</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1391/01/%d9%88%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%a2%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1391/01/%d9%88%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%a2%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 29 Mar 2012 19:22:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[صلح]]></category>
		<category><![CDATA[علی فتوتی]]></category>
		<category><![CDATA[هرانا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=252</guid>
		<description><![CDATA[وانگاری ماآتای (Wangari Muta Maathai ) معروف به ماما میتی یک فعال محیط زیست که در سال ۲۰۰۴ میلادی جایزه صلح نوبل را برای تلاش هایش به منظور برقراری صلح و دموکراسی از آن خود کرد ؛ او توانست با کمک زنان دیگر حدود ۲ میلیون اصله نهال در کنیا بکارد .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_253" class="wp-caption aligncenter" style="width: 437px"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/05/matay.jpg"><img class=" wp-image-253" title="وانگاری ماآتای" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/05/matay.jpg" alt="وانگاری ماآتای" width="427" height="304" /></a><p class="wp-caption-text">وانگاری ماآتای</p></div>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;">گردآوری : علی فتوتی</span><br />
وانگاری ماآتای (Wangari Muta Maathai ) معروف به ماما میتی یک فعال محیط زیست که در سال ۲۰۰۴ میلادی جایزه صلح نوبل را برای تلاش هایش به منظور برقراری صلح و دموکراسی از آن خود کرد ؛ او توانست با کمک زنان دیگر حدود ۲ میلیون اصله نهال در کنیا بکارد .<br />
وی متولد یکم فوریه ١٩۴٠ در روستای هیته واقع در کنیا ست .  در سال ١٩۴۳ خانواده او به ریفت نزدیک شهر ناکورو نقل مکان نمود. در آنجا امکان تحصیل برای وی وجود نداشت . اواخر سال ١٩۴۷ بود که به همراه مادرش به زادگاه خود بازگشت و دوره ابتدایی را به همراه برادرانش در آنجا سپری نمود . از ١١ سالگی تحصیل خود را در مدرسه کاتولیک استریت سیسیلیا ادامه داد و آنجا به زبان انگلیسی مسلط شد . در سال ١٩۵۶ با کسب رتبه نخست فارغ التحصیل و در نتیجه در دبیرستان دخترانه لورتو واقع درکنیا پذیرفته شد . پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان در سال ١٩۵۹، تصمیم گرفت وارد دانشگاه آفریقای شرقی در کامپالا(اوگاندا) شود . ماآتای یکی از۳٠٠ کنیایی بود که در سپتامبر ١٩۶٠ برای تحصیل در دانشگاه های آمریکا برگزیده شد .<br />
ماآتای با اخذ بورسیه مشغول به تحصیل در کالج بندیکتین (ایالت کانزاس) شد و در سال ١۹۶۴ لیسانس خود را در دو رشته زیست شناسی و زبان آلمانی کسب نمود . پس از آن در سال ١۹۶۶ از مقطع کارشناسی ارشد رشته زیست شناسی دانشگاه پیتزبورگ فارغ التحصیل شد . در سال ١۹۶۷ وی برای تحصیل در مقطع دکترا به دانشگاه جیسن آلمان رفت . ماآتای مطالعات خود در مقطع دکترا را در دو دانشگاه آلمان و نایروبی دنبال نمود و سرانجام در سال ١۹۷١ موفق به اخذ دکترا از دانشگاه نایروبی (جایی که به تدریس آناتومی دامپزشکی می پرداخت) گردید . او به عنوان رئیس گروه علوم تشریح دامپزشکی و نیز استاد دانشگاه در سالهای ١۹۷۶ و ١۹۷۷ مشغول به کار بود و در هر دو مورد ، اولین زنی بود که در آن منطقه به چنین مقام هایی دست یافت . ماآتای در ماه می ١۹۶۹ ازدواج و پس از یکسال صاحب اولین فرزند خود شد.<br />
در سالهای ۸۷-١۹۷۶، ماآتای در شورای ملی زنان کنیا به عنوان یک فعال حضور داشت و بین سالهای ١۹۸١ تا ١۹۸۷ ریاست این شورا را برعهده گرفت . در سال ١۹۷۶ ، همزمان با آغاز فعالیت خود در شورای ملی زنان ، ایده &#8221; کاشت درخت به شکل جامعه محور&#8221; را معرفی کرده و سپس به توسعه این ایده در مقیاس گسترده تر و در قالب یک سازمان مردمی با تمرکز ویژه و خاص بر روی کاهش فقر و حفاظت از محیط زیست از طریق کاشت درخت پرداخت . از طریق این سازمان که به عنوان جنبش کمربند سبز  (Green Belt Movement) شناخته شد ، ماآتای به زنان در کاشت بیش از ۴٠ میلیون درخت در مزارع ، مدارس و کلیسا ها یاری رساند .<br />
در سپتامبر سال ١۹۹۸ ، ماآتای در میان  رؤسای ٢٠٠٠ کمپین بین المللی حقوق بشر آفریقا که به دنبال لغو بدهی های کشورهای آفریقایی بود، حضور داشت . مبارزات کمپین او علیه تصرف وحشیانه زمین ها و جنگل ها ، توجه بین المللی را به خود جلب کرد.<br />
ماآتای در سطح بین المللی به خاطر مبارزات مداوم برای دموکراسی ، حقوق بشر و حفظ محیط زیست شناخته شده است و در چندین نوبت سازمان ملل متحد را خطاب قرار داده و در طول بررسی پنج ساله اجلاس زمین سازمان ملل ، از جانب کلیه زنان در اجلاس های ویژه مجمع عمومی این سازمان صحبت کرده است . خانم ماآتای و جنبش کمربند سبز جوایز متعددی را دریافت نموده اند که مهمترین آنها کسب جایزه صلح نوبل در ۴ اکتبر سال ٢٠٠۴بوده است .  درحقیقت ، وی نخستین زن آفریقایی بود که به خاطر مشارکت فعال در زمینه توسعه پایدار، دموکراسی و صلح جایزه صلح نوبل را از آن خود کرد .<br />
از میان جوایزی که وی دریافت کرده است می توان به موارد زیر اشاره کرد :<br />
•    جایزه زن برگزیده سال (١۹۸٣)<br />
•    جایزه حق امرار معاش (١۹۸۴)<br />
•    جایزه انجمن جهان برتر(١۹۸۶)<br />
•    زن برگزیده جهان (١۹۸۹)<br />
•    جایزه رهبری سازمان ملل متحد آفریقا (١۹۹١)<br />
•    مدال ادینبورگ (١۹۹٣)<br />
•    جایزه رهبری جین آدامز (١۹۹٣)<br />
•    جایزه گلدن آرک (١۹۹۴)<br />
•    جایزه ژولیت هالیستر (٢٠٠١)<br />
•    همکاران پل هریس (٢٠٠۵)<br />
•    جایزه نلسون ماندلا برای حقوق بشر و سلامت (٢٠٠۷)<br />
•    جایزه مشاهیر زمین-کیوتو- (٢٠١٠-٢٠٠۹ )<br />
و چندین جایزه ملی و بین اللمللی دیگر.<br />
در لیست ١٠٠ قهرمان برتر محیط زیست ، ماآتای از سوی آژانس محیط زیست (بریتانیا) مقام ششم را کسب نمود . نام او همچنین در میان ۵٠٠ مشاهیر برتر جهان در برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد و یکی از ١٠٠ قهرمان جهان به چشم می خورد . در ژوئن سال ١۹۹۷ ، خانم ماآتای از سوی نشریه زمین به عنوان یکی از ١٠٠نفر برگزیده جهانی اثرگذار در محیط زیست ، در سال ٢٠٠۵  ایشان از سوی مجله تایم به عنوان یکی از ١٠٠ نفر اول پرنفوذ در دنیا و توسط مجله فوربس به عنوان یکی از ١٠٠ زن قدرتمند جهان معرفی شد.<br />
مؤسسات مختلف در سراسر جهان از جمله : کالج ویلیامز(١۹۹٠) ، کالج هوبارت و ویلیام اسمیت (١۹۹۴) ، دانشگاه نروژ (١۹۹۷) ، دانشگاه ییل (٢٠٠۴) ، کالج ویلمت (٢٠٠۵)، دانشگاه کالیفرنیا (در ایروین) (٢٠٠۶) و دانشگاه مورهاوس (٢٠٠۶) به پاس فعالیت های مستمر وی ، به او دکترای افتخاری اعطا نمودند.<br />
خانم ماآتای عضو هیئت مدیره بسیاری از سازمانهای فعال در حوزه محیط زیست و حقوق بشر بوده است . از جمله می توان به  سازمان توسعه زنان و محیط زیست (WEDO) ، یادگیری جهانی برای توسعه بین المللی ، صلیب سبز بین المللی ، اتحادیه جهانی تنوع گندم ، بنیاد محیط زیست پرنس آلبرت دوم از موناکو و شورای ملی زنان کنیا اشاره کرد. در دسامبر سال ٢٠٠٢ ، خانم ماآتای با اخذ قریب به ۹۸ درصد آرا به پارلمان کنیا راه یافت . در سال ٢٠٠۵ ایشان به عنوان مأمور ارشد شورای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی اتحادیه آفریقا (ECOSOCC) در آدیس آبابای اتیوپی انتخاب شد . هدف از شورای مزبور ارائه مشاوره به اتحادیه آفریقا در خصوص مسائل مربوط به جامعه مدنی آفریقایی بود . در آوریل ٢٠٠۶ ، رئیس جمهور فرانسه بالاترین عنوان افتخاری فرانسه (لژیون) را به خانم ماآتای اعطا نمود .  در همان سال (٢٠٠۶) ، خانم ماآتای اقدام به تأسیس جایزه نوبل ابتکار زنان همراه با دیگر زنان برنده جایزه صلح نوبل یعنی جودی ویلیامز ، شیرین عبادی ، ریگوبرتا منچو تام ، بتی ویلیامز ومایرید کوریگان نمود.<br />
خانم ماآتای بر اثر ابتلا به سرطان تخمدان و پس از یک سال مبارزه با این بیماری ، ٢۵ سپتامبر ٢٠١١ ، هنگامی که هفتاد و یک سال از عمرش می گذشت ، در بیمارستان نایروبی ، پایتخت کنیا ،  چشم از جهان فروبست.  پیکر او ، با تشریفاتی ویژه در حضور رئیس جمهوری ،  نخست وزیر و چند هزار تن از مردم کنیا به خاک سپرده  شد . مراسم وداع با او ، در پارکی که وانگاری ماآتای زمانی از ساختن مجموعه ای دولتی در آن جلوگیری کرده بود، برگزار شد.</p>
<p>منابع:<br />
ویکی پدیای فارسی<br />
تارنمای جنبش کمر بند سبز<br />
تارنمای کتابخانه ایران<br />
تارنمای بوم سا</p>
<p>——————————————————————————————————————————</p>
<p>* این مطلب در <a href="http://www.hra-news.org/263/333/11707-1.html" target="_blank">سیزدهمین شمارهٔ ماهنامهٔ حقوقی- اجتماعی “خط صلح”</a>، به صاحب امتیازی <a href="http://www.hra-news.org/" target="_blank">مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران</a> منتشر شد.</p>
<p>* <a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/05/013-1.pdf" target="_blank">دریافت فایل پی دی اف نشریه خط صلح ، شماره ۱۳</a></p>
<p>* <a href="http://www.hra-news.org/685/00/11809-1.html" target="_blank">لینک این مطلب در تارنمای هرانا</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1391/01/%d9%88%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%a7%d8%a2%d8%aa%d8%a7%db%8c%d8%8c-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>منشور حقوق بشر کوروش</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1390/12/%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1390/12/%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Mar 2012 13:22:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[روز نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[ايران]]></category>
		<category><![CDATA[علی فتوتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=246</guid>
		<description><![CDATA[در روزگار کنونی که در هر جا سخن از حقوق بشر بگوش می رسد . هرنهاد ، موسسه و ملتی تکلیف به رعایت حقوق بشر را برهمگان فرض دانسته و توان مندان را به رعایت حقوق مستمندان دعوت می کنند . می توان گفت : کوروش پادشاه باستانی ایران ، به نوعی اولین اعلامیه حقوق بشر دوران باستان را اعلام و اجرا نموده است .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_247" class="wp-caption aligncenter" style="width: 404px;">
<dt class="wp-caption-dt"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/03/kourosh.jpg"><img class=" wp-image-247" title="منشور کوروش" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/03/kourosh.jpg" alt="منشور کوروش کبیر" width="394" height="268" /></a></dt>
<dd class="wp-caption-dd">منشور کوروش کبیر</dd>
</dl>
</div>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: x-small;">گردآوری : علی فتوتی</span></p>
<p style="text-align: justify;">در روزگار کنونی که در هر جا سخن از حقوق بشر بگوش می رسد . هرنهاد ، موسسه و ملتی تکلیف به رعایت حقوق بشر را برهمگان فرض دانسته و توان مندان را به رعایت حقوق مستمندان دعوت می کنند . می توان گفت : کوروش پادشاه باستانی ایران ، به نوعی اولین اعلامیه حقوق بشر دوران باستان را اعلام و اجرا نموده است .<br />
در سال ۱۲۵۸ خورشیدی ( ۱۸۷۹ میلادی ) به هنگام کاوش‌های باستان‌شناسی هیات بریتانیایی در محوطهی باستانی بابل در بین‌النهرین (میان‌رودان)، هرمزد رسام، باستان‌شناس بریتانیایی آسوری‌تبار، استوانهی گلی‌ای را یافت که شامل نوشته‌هایی به خط میخی بود. جنس این استوانه از گل رس است ، ۲۲٫۵ سانتی‌متر طول و ۱۱ سانتی‌متر عرض دارد و دور تا دور آن ۴۵ سطر ( به جز بخش‌های تخریب‌شده ) به خط و زبان اکدی ( بابلی نو ) نوشته شده‌است . بررسی‌های بعدی نشان داد که نوشته‌های استوانه در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ پس از شکست دادن نبونید و تصرف کشور بابل ، نوشته شده‌است . این اثر در نیایشگاه اِسَگیله ( معبد مردوک ) در شهر بابل قرار داده شده بود . در حال حاضر این لوح سفالین استوانه‌ای در بخش « ایران باستان » در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود . از سوی دیگر ، در سال ۱۳۷۵ آشکار شد که بخشی از یک لوحه استوانه‌ای که آن را متعلق به نبونید پادشاه بابل می‌دانستند ، در حقیقت پاره‌ای از استوانهی کوروش بزرگ ، از سطرهای ۳۶ تا ۴۳ است . پس از این آگاهی ، این پاره از لوح استوانه‌ای که در دانشگاه ییل (Yale) در آمریکا نگهداری می‌شد ، به موزه بریتانیا در لندن انتقال داده شد و به استوانهی اصلی پیوست گردید . پژوهش‌های زبان‌شناسی روی دو قطعه استخوان فسیل شدهی اسب که در موزهی شهر ممنوعه در چین نگهداری می‌شوند ، منجر به شناسایی نسخهی چینی منشور کورش شد . قدمت این استخوان‌ها به دورهی سلطنت هخامنشیان بازمی‌گردد.<br />
کوروش بزرگ ، بنیان‌گذار پادشاهی ایران و سلسلهی هخامنشیان ، پس از تسخیر بایل ، در آن جا بر تخت پادشاهی نشست و ادیان بومی را آزاد اعلام کرد . برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرین) ، مردوک که بزرگترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته ، او را نیایش کرد و سپاس گفت . هیچ گروه انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به مال و جان رعایا بازداشت . تمامی کسانی را که به اسارت به بابل آورده شده بودند گرد هم آورد و منزل گاه آنها را به ایشان بازگرداند . کوروش همچنین قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد . به دستور او ، شرح وقایع و دستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار گرفت.<br />
در بارهی فرمان کوروش مبنی بر آزادی یهودیان ، اشاره‌هایی در باب‌های گوناگون عزرا و اشعیا در کتاب تورات (عهد عتیق) در دست است : « خداوند روح کوروش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی صادر کند و بنویسد کوروش پادشاه فارس چنین می‌فرماید که یهوه خدای آسمان مرا چنین امر فرموده‌است که خانه‌ای برای او که در اورشلیم که در یهودا است ، بنا نمایم . پس همگی برخاسته و روان شدند تا خانه خداوند را بنا نمایند . و کوروش پادشاه ، ظروف خانه خداوند را که نبوکدنصر (بخت‌النصر) آنها را از اورشلیم آورده و در خانه خود گذاشته بود ، بیرون آورد و به رئیس یهودیان سپرد . »<br />
ورود کوروش «بدون جنگ و پیکار» به شهر بابل، در یک سالنامهی بابلی که به رویدادنامه نبونید مشهور است ، تأیید شده‌است : « در روز شانزدهم ماه تشریتو (۱۲ مهر ۱۱۶۰ پیش از ایرانی (هجری خورشیدی)/ ۱۱ اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد) «گَئوبَروَه» فرماندار گوتیوم همراه با سپاه کوروش بدون جنگ و پیکار به بابل اندر آمد . »<br />
از طرف برخی کارشناسان ، این سند به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی ، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد . بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود .<br />
اما این عنوان توسط برخی دیگر مورد اعتراض ‌است و نامگذاری این استوانه را به این نام به حکومت پهلوی نسبت می‌دهند . پرفسور امیلی کورت از محققان تاریخ خاورمیانه به وجود «دروغ‌های بزرگی» در این منشور که کوروش برای توجیه فتح بابل به کار برده ، اشاره می‌کند . کاوه فرخ معتقد است که کورت اولین شخصی است که چنین ادعایی را علی رغم نظر دیگر متخصصان و صرفا بر اساس نظر شخصی مطرح کرده و تا کنون هیچ سندی برای اثبات فرضیه خود ارایه نداده است . بروس لینکلن به چهار قیام مردم بابل بر علیه حکومت پارس‌ها اشاره کرده و ماهیت این منشور را زیر سؤال می‌برد .<br />
نسخه‌های جعلی بسیاری از ترجمه این منشور موجود است . در این لوح استوانه‌ای ، کوروش پس از معرفی خود و دودمانش و شرح مختصر فتح بابل ، می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده‌است . وی سپس بیان می‌کند که چگونه آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده ، و پیکر خدایانی که نبونید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده را به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است . پس از آن ، کوروش بزرگ می‌گوید که چگونه نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است . در این نوشته اشارهی مستقیمی به آزادی قوم یهود از اسارت بابلیان نشده ، اما با مطالعه و پژوهش منابع تاریخی مشخص شده‌است که آزادی یهودیان بخشی از سیاست کوروش پس از فتح بابل بوده‌است .<br />
منشور کوروش تا کنون در دو مقطع زمانی برای نمایش به ایران اورده شده است . مرتبه اول در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران ، منشور کوروش به رغم مخالفت دولت وقت بریتانیا برای چند روز به ایران آورده شد و به نمایش در آمد . برای بار دوم منشور حقوق بشر کوروش به همراه ویترین نمایش آن ، به مدت ۴ ماه در سپتامبر ۲۰۱۰ تحت تدابیر امنیتی از بریتانیا وارد تهران شد .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> گزیده متن منشور کورش که به فارسی برگردان شده به شرح زیر است</strong> :</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: medium;"><em>منم کـوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابِـل، شاه سومر و اَکَد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ … نوه کورش، شاه بزرگ … نبیره چیش‌پیش، شاه بزرگ …</em></span><br />
<span style="font-size: medium;"><em>آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابِـل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل‌های پاک مردم بابـل را متوجه من کرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.</em></span><br />
<span style="font-size: medium;"><em>ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد … من برای صلح کوشیدم.</em></span><br />
<span style="font-size: medium;"><em>من برده‌داری را بر‌انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.</em></span><br />
<span style="font-size: medium;"><em>مَـردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی‌اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …</em></span><br />
<span style="font-size: medium;"><em>من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم.</em></span><br />
<span style="font-size: medium;"><em>همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه‌های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اَکَـد را که نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم. بشود که دل‌ها شاد گردد.</em></span><br />
<span style="font-size: medium;"><em>بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: ‘‘ به کورش شاه، پادشاهی که ترا گرامی می‌دارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.’’</em></span><br />
<span style="font-size: medium;"><em>من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.</em></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>منابع</strong> :<br />
•    منشور کورش هخامنشی ، رضا مرادی غیاث آبادی<br />
•    برگردان منشور حقوق بشر کورش بزرگ از بابلی به پارسی به وسیله دکتر شاهرخ رزمجو ، بخش خاورمیانه موزه بریتانیا<br />
•    تارنمای پژوهش‌های ایرانی ، نوشته‌ های رضا مرادی غیاث آبادی در زمینه فرهنگ ایران باستان و اختر باستان‌ شناسی<br />
•    تارنمای ویکی پدیای فارسی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1390/12/%d9%85%d9%86%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک راهب بودایی ساده . نه بیشتر ، نه کمتر !  *</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1390/12/%db%8c%d9%83-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%86%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d9%83%d9%85%d8%aa%d8%b1/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1390/12/%db%8c%d9%83-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%86%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d9%83%d9%85%d8%aa%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Feb 2012 12:55:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[صلح]]></category>
		<category><![CDATA[علی فتوتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=239</guid>
		<description><![CDATA[دالای لاما لقبی است که به رهبر دینی بوداییان تبت داده می‌شود . واژهی دالایی در زبان مغولی به معنی « اقیانوس» است و لاما (بلا ما) معادل تبتی واژهی « پیر» در معنی مرشد است . برای دالای لاما اغلب پیش از این لقب ، عنوان « حضرت مقدس» به‌کار می‌رود . وی بر رهبران هر چهار مکتب بودایی برتری دارد . در تبت او را نشی یوربو یا « گوهر مکمل آرزوها » نیز می نامند .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: justify;">
<dl id="attachment_241" class="wp-caption aligncenter" style="width: 260px;">
<dt class="wp-caption-dt"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/03/Dalai_Lama.jpg"><img class="size-full wp-image-241" title="دالایی لاما" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/03/Dalai_Lama.jpg" alt="دالایی لاما" width="250" height="346" /></a></dt>
<dd class="wp-caption-dd">دالایی لاما</dd>
</dl>
</div>
<p style="text-align: justify;"><strong>دالای لاما</strong> لقبی است که به رهبر دینی بوداییان تبت داده می‌شود . واژهی دالایی در زبان مغولی به معنی « اقیانوس» است و لاما (بلا ما) معادل تبتی واژهی « پیر» در معنی مرشد است . برای دالای لاما اغلب پیش از این لقب ، عنوان « حضرت مقدس» به‌کار می‌رود . وی بر رهبران هر چهار مکتب بودایی برتری دارد . در تبت او را نشی یوربو یا « گوهر مکمل آرزوها » نیز می نامند .<br />
در حال حاضر این لقب به <strong>جامفل نگاونگ لبسنگ یشه تنزین گیاتسو</strong> تعلق دارد . وی زاده ۶ ژوئیه ۱۹۳۵ در روستای کوچکی در شمال شرقی تبت ، چهاردهمین دالای لاما در تاریخ است . پدرش چوئه کیونگ تسرینگ و مادرش دیکی تسرینگ نام داشتند . آموزش او در زمینه مسایل دینی بوداییان تبتی و همچنین سایر علوم و زبان‌های خارجی از سن چهار سالگی آغاز شد . تنزین گیاتسو یکی از شانزده فرزند یک خانواده کشاورز در استان &#8220;آمدو&#8221; تبت بود و در همان سن دو سالگی به عنوان حامل روح و خرد تناسخ یافته دالایی لامای سیزدهم و جانشین او اعلام شد و دالایی لامای چهاردهم نام گرفت . وی در سن پانزده سالگی به عنوان رهبر سیاسی تبت بر تخت نشست و از اقامت‌گاه خود در قصر پوتالا که در شهر لهاسا قرار داشت ، بر بخش بزرگی از سرزمین تبت فرمان‌روایی می‌کرد .  این در حالی بود که نیروهای جمهوری خلق چین مجدداً این سرزمین را به اشغال درآورده بودند . در پی این تحول ، دالای لاما توافقی را در مورد حدود اختیارات دولت محلی تبت با مقامات چینی امضا کرد و بر اساس آن ، از سوی چین به عنوان رئیس کمیته مقدماتی منطقه خودمختار تبت شناخته شد .<br />
در سال ۱۹۵۶، مردم تبت علیه آنچه که فشار دولت چین بر دولت محلی خود می‌دانستند قیام کردند که تا سال ۱۹۵۹ و سرکوب خشونت آمیز این قیام به دست ارتش سرخ چین ادامه داشت . در ده مارس ۱۹۵۹ لهاسا پایتخت تبت شاهد بزرگترین تظاهرات سیاسی در تاریخ تبت با این شعار محوری که چین می بایست تبت را ترک کند و استقلال آن را به رسمیت بشناسد بود .  پس از سرکوب این قیام ، دالای لاما همراه با جمعی از رهبران تبتی این سرزمین را ترک کرد و در هند دولت در تبعید تبت را تشکیل داد . حدود هشتاد هزار پناهنده تبتی نیز به او پیوستند .  وی در همین سال ( ۱۹۵۹ ) در ۲۴ سالگی در فلسفه بودایی دکترا گرفت .<br />
دالایی لاما از ۱۹۶۰ در درم سالا در هند اقامت گزیده است جایی که گاه « لهاسای کوچک» خوانده می شود و مقر دولت در تبعید تبت است . در طول چند دهه اخیر دالایی لاما به تلاش های خود برای استقلال مردم تبت ادامه داده است . او به کشورهای بسیاری سفر کرد و در بیش از ۴۶ کشور به سخنرانی ، ملاقات با سیاستمداران و مردمان عادی و سایر فعالیت های صلح آمیز اشتغال داشته است . در سال ۱۹۷۳ در واتیکان با پاپ پل ششم ملاقات کرد . او از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ چندین بار با پاپ ژان پل ملاقات کرد. در طول این سال ها با مراجع مذهبی دیگر نیز دیدارهایی داشت . در سال ۱۹۸۹ به دلیل مدافعه ی مبنی بر اجتناب از خشونت جایزه نوبل صلح به او اهدا شد .<br />
از جمله آموزه های دالایی لاما برای هوادارانش می توان به مفهوم «صلح درونی» اشاره کرد . وی معتقد است بدون بسط و گسترش صلح و آرامش ضمیر نمی توان به صلح و صفای فردی و نیز به صلح با جهان دست یافت . دالایی لاما « صلح درونی» را امری کلیدی و اساسی می داند و تصریح می کند که « اگر انسان به صلح و آرامش درونی برسد ، مسائل و معضلات بیرونی بر حس عمیق صلح و آرامش و طمأنینه او اثر منفی نمی گذارد . در آن حالت ذهن ، فرد باآرامش و درایت و در حالی که شادمانی درونی اش را حفظ می کند با مسائل روبرو می شود . »<br />
دالایی لاما در مورد نظام های حکومتی بر این گمان است که « هیچ نظام حکومتی ای کامل نیست اما دموکراسی نزدیک ترین نظام به نهاد بشر است . دموکراسی تنها بنیان استواری است که بر پایه آن می توان یک بنای سیاسی جهانی عادلانه و آزاد ساخت .»  نظر دالایی لاما در مورد حقوق بشر بر این پایه استوار است که مسأله حقوق بشر چنان اهمیت بنیادینی دارد که نباید هیچ اختلافی در مورد آن وجود داشته باشد . او بر آن است که نه تنها در مورد پایبندی به حقوق بشر بلکه در مورد تعریف این حقوق نیز باید اتفاق نظر و اجماع جهانی وجود داشته باشد . حتی مخالفت ها را در این مورد برنمی تابد و می گوید : «اخیراً برخی از حکومت های آسیایی این نظر را مطرح کرده اند که معیارهای حقوق بشر که در اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان شده است معیارهایی است که غرب بنیان گذاشته و نمی توان آنها را در مورد آسیا و سایر مناطق جهان سوم به کار بست چون این سرزمین ها از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی وضعشان با غرب متفاوت است .» دالایی لاما  اعلام می کند که این نظر را نمی پذیرد و معتقد است که بیشتر مردم آسیا نیز این نظر را تأیید نمی کنند . « زیرا در سرشت همه انسان هاست که برای آزادی و برابری و منزلت حقیقی شان بکوشند و در واقع عمدتاً حکومت های اقتدارگرا و تمامیت طلب هستند که با جهانی شدن حقوق بشر مخالفت می کنند .» دالایی لاما برای شفقت بر دیگران ارزش خاصی قائل است . در این باره می گوید : «من ایمان دارم که یکی از عوامل اصلی که ما را از درک و اذعان به وابستگی درونی میان انسان ها باز می دارد تأکید بیش از حد ما بر پیشرفت مادی است . بدون آنکه خود کاملاً از آن آگاه باشیم چنان غرق در جست وجوی امور مادی هستیم که اساسی ترین اوصاف بشری از جمله شفقت ، نگرانی برای سرنوشت دیگران و همکاری با هم را از یاد برده ایم .»<br />
او در پایان یکی از سخنانش چنین می گوید : «علایق و دلمشغولی های من چقدر اهمیت دارد؟ برای من کاملاً روشن است که هر چقدر هم که مهم باشم فقط یک فرد هستم در حالی که دیگران از لحاظ شمار و اهمیت نامحدودند&#8230;»</p>
<p style="text-align: justify;">*‌ نقل قول معروف از دالایی لاما که غالباً در معرفی خود می گوید: « من فقط یک راهب بودایی ساده ام &#8211; نه بیشتر ، نه کمتر.»</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: justify;">* این مطلب در <a href="https://hra-news.org/263/333/11450-1.html" target="_blank">دوازدهمین شمارهٔ ماهنامهٔ حقوقی- اجتماعی “خط صلح”</a>، به صاحب امتیازی <a href="http://www.hra-news.org/" target="_blank">مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران</a> منتشر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">* <a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/03/012-1.pdf" target="_blank">دریافت فایل پی دی اف نشریه خط صلح ، شماره ۱۲</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1390/12/%db%8c%d9%83-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%a8%d9%88%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%86%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d9%83%d9%85%d8%aa%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه جمعی از وبلاگ نویس­ ها و کنشگران آنلاین به خانواده­ های رهبران جنبش سبز</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1390/11/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%c2%ad%d9%87%d8%a7%d8%8c-%da%a9%d9%86%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1390/11/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%c2%ad%d9%87%d8%a7%d8%8c-%da%a9%d9%86%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Feb 2012 15:07:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[جنبش سبز]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق شهروندی]]></category>
		<category><![CDATA[زندانیان سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=230</guid>
		<description><![CDATA[جمعی از وبلاگ نویس­ ها، کنشگران آنلاین و گردانندگان وبسایت­های سبز در نامه ای خطاب به خانواده رهبران جنبش سبز ضمن  شهادت به صداقت  و پایمردی شرافتمندانه موسوی، کروبی و رهنورد، با آنان پیمان بسته اند که همچنان بر سر آرمان‌های سبز خویش ایستاده‌ و همراهان خود را تنها نخواهند گذاشت.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_231" class="wp-caption aligncenter" style="width: 450px"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/sabz-lider.png"><img class=" wp-image-231" title="sabz-lider" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/sabz-lider-300x158.png" alt="کروبی-موسوی-رهنورد" width="440" height="231" /></a><p class="wp-caption-text">کروبی-موسوی-رهنورد</p></div>
<p style="text-align: justify;">جمعی از وبلاگ نویس­ ها، کنشگران آنلاین و گردانندگان وبسایت­های سبز در نامه ای خطاب به خانواده رهبران جنبش سبز ضمن  شهادت به صداقت  و پایمردی شرافتمندانه موسوی، کروبی و رهنورد، با آنان پیمان بسته اند که همچنان بر سر آرمان‌های سبز خویش ایستاده‌ و همراهان خود را تنها نخواهند گذاشت.</p>
<p style="text-align: justify;">متن این نامه به شرح زیر است:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">خانواده‌های محترم موسوی و کروبی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">نامه دردمندانه شما را خواندیم و ندای حق‌طلبانه‌تان را شنیدیم که یادآور پیام دل‌نشین بزرگ‌همراهان سبزمان بود. همراهان شریف و بزرگواری که امروز در بند و حصری غیرقانونی و ظالمانه‌ گرفتارند تا صدایشان خاموش و پیام‌شان در دل‌ها فراموش شود. و چه سودای خامی که استبداد در سر پرورانده‌ است. یک سال است که ما شاهد این بی‌داد هستیم، همان‌گونه که از نخستین روزهای پس از کودتای انتخاباتی شاهد سرکوب خونین هم‌وطنان‌مان بودیم. پس اکنون به عنوان شاهدان عینی تمامی این حوادث شهادت می‌دهیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شهادت می‌دهیم که بزرگ‌همراهان سبزمان جز به ندای مردم و به نمایندگی از مطالبات آنان قیام نکردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شهادت می‌دهیم که آنان با مردم خود صادق بودند. صادقانه پیمان بستند و شرافتمندانه بر سر پیمان ایستادگی کردند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شهادت می‌دهیم که آنان جز دغدغه اصلاح امور کشور و آسایش و رفاه مردم را نداشتند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شهادت می‌دهیم که جز به دلسوزی، خیرخواهی و از سر احساس وظیفه قدم در این راه دشوار نگذاشتند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شهادت می‌دهیم که آنان هیچ نگفتند و هیچ نکردند، مگر در چهارچوب «قانون اساسی».</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">و شهادت می‌دهیم که آنان هیچ نخواستند جز در راه تحقق شعار «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» و احیای حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و اصلاح روند انحراف از مسیر تحقق آرمان‌های انقلابی که با رویای شیرین آزادی و استقلال شکل گرفته بود اما امروز به اسارتی در حقارت وابستگی و ضعف و انزوا انجامیده است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">ما بر همه این حقایق شهادت می‌دهیم و اکنون، در آستانه ۲۵ بهمن ماه و نخستین سالگرد حبس غیرقانونی بزرگ‌همراهان سبزمان، نه تنها با شما، که با خانواده تمامی اسرای جنبش و با بازماندگان تک‌تک شهدای سبزمان پیمان می‌بندیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">با شما پیمان می‌بندیم که همچنان بر سر آرمان‌های سبز خویش ایستاده‌ایم و همراهان خود را تنها نخواهیم گذاشت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">با شما پیمان می‌بندیم که یاس و ناامیدی در قلوب ما راهی نخواهد داشت. سرشار از امیدیم و مومن به روز پیروزی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">با شما پیمان می‌بندیم که خستگی در ما راه نخواهد یافت که ما مبارزه را زندگی می‌کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">با شما پیمان می‌بندیم که جای خالی همراهانمان را پر خواهیم کرد. که زدن و بریدن و کشتن چاره‌گر نیست تا آن زمان که ما تبلور «رویش دوباره جوانه» باشیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">با شما پیمان می‌بندیم که قلم‌های خود را بر زمین نگذاریم که شعار ما آگاهی بخشی است و این قلم‌ها تنها سلاح ما در مبارزه با جهل و جور و فساد برآمده از حاکمیت استبداد است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">پس هرکجا که باشیم و با هر روش که بتوانیم ندای مظلومیت همراهان‌مان خواهیم شد. پیام‌رسانان آزادگی سرافرازان در بند و میراث‌داران جاودانگی شهدای سبز تا آن روز که دوباره بهار سبز آزادی ایرانمان را در بر بگیرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">جمعی از وبلاگ‌نویسان، گردانندگان سایت­های سبز و کنشگران فضای آنلاین</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">وبلاگ­نویس­ها و کنشگران آنلاین:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">آزاده اسدی وبلاگ «<a href="http://goreezpa.blogspot.com/">آزاده گریزپا</a>»/ میراردوان  اسدی  / رشید اسماعیلی نویسنده وبلاگ «<a href="http://yek-kalame.blogspot.com/">یک کلمه</a>» / سید کوهزاد اسماعیلی نویسنده وبلاگ «<a href="http://koohzad.blogfa.com/">تاسیان</a>» / مرتضی اصلاحچی نویسنده وبلاگ «<a href="http://www.koorsu.com/">کورسو</a>» / آرمان امیری نویسنده وبلاگ «<a href="http://divanesara2.blogspot.com/">دیوانه سرا</a>» / میثم بادامچی نویسنده وبلاگ «<a href="http://nikomakhus1.blogspot.com/">نیکوماخوس</a>» / فاریا بارلاس نویسنده وبلاگ «<a href="http://faryabarlas.wordpress.com/">فاریا</a>» /  احمد باطبی نویسنده وبلاگ «<a href="http://ahmadbatebi.com/">احمد باطبی</a>» / کامیار بهرنگ نویسنده وبلاگ «<a href="http://delshore.wordpress.com/">دلشوره</a>» / رضا بهزادیان نژاد / آرش بهمنی نویسنده وبلاگ «<a href="http://arashbahmani61.blogspot.com/">مرثیه های خاک</a>» / علی تقی­پور / فرشاد توماج نویسنده وبلاگ «<a href="http://shoorezar.blogspot.com/">شوره زار</a>» / هَماد جمشیدی / لیدا حسینی­نژاد / احمدرضا حکمی /  محمدحافظ حکمی / آرش حسینی­پژوه نویسنده وبلاگ «<a href="http://arash-pajooh.blogspot.com/">سائس نبشت</a>»/ اشکان ذهابیان / امیر رشیدی نویسنده وبلاگ «<a href="http://tornpapersofprison.blogspot.com/">ورق پاره های زندان</a>» / مهدی سحرخیز / صدرا سمنانی رهبر / روح­الله شهسوار وبلاگ «<a href="http://roohsavar.com/">روح سوار</a>» / شهاب­الدین شیخی / محمد صادقی وبلاگ «<a href="http://menbaronline.blogfa.com/">منبر آنلاین</a>» / سامان صفرزایی وبلاگ «<a href="http://mohavereh.blogfa.com/">محاوره</a>»/ علی طباطبایی / علی عبدی نویسنده وبلاگ «<a href="http://greenfemenist.wordpress.com/">گاه نوشته های علی</a>» / ساجده عرب­سرخی / مسیح علی نژاد نویسنده «<a href="http://masihalinejad.com/">نوشته های مسیح علی نژاد</a>» / محسن عمادی / حمزه غالبی نویسنده وبلاگ «<a href="http://blog.ghalebi.ir/">رتوریک</a>» / علی فتوتی وبلاگ «<a href="http://kactus.ir/">کاکتوس</a>» /  علی­حسین قاضی­زاده نویسنده وبلاگ «<a href="http://ghazineveshtehaa.blogspot.com/">قاضی­نوشته ها</a>» / آیدا قجر نویسنده وبلاگ «<a href="http://future-women.blogspot.com/">زن فردا</a>» / علی قلی­زاده / مهدی قلی­زاده اقدم / آرش کمانگیر نویسنده وبلاگ «<a href="http://kamangir.net/">کمانگیر</a>» / حنیف مزروعی / علی مزروعی نویسنده وبلاگ «<a href="http://mazrooei.ir/">متولد ماه مهر»</a> / میثم مشایخ نویسنده «<a href="http://meysammashayekh.com/">تارنمای میثم مشایخ</a>»  / احسان مقدسی / سمانه موسوی وبلاگ «<a href="http://samanehmousavi.blogspot.com/">کابوس کبوتر</a>» / علی نکویی نویسنده «<a href="http://namnam.ir/">وب­نوشته­های نم­نم</a>» /  فرخ نگهدار نویسنده تارنمای «<a href="http://negahdar.net/">فرخ نگهدار</a>» / شاهین نوربخش  / علی هنری نویسنده وبلاگ «<a href="http://fromnederland.blogspot.com/">از سرزمین پست</a>» / مهدی یارمحمدی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">گردانندگان وبسایت های:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><a href="http://advar-news.biz/">ادوارنیوز</a> / <a href="http://www.emruznews.com/">امروز</a> / <a href="http://www.tahavolesabz.net/">تحول سبز</a> / <a href="http://jomhourikhahi.com/">جمهوری­خواهی</a> / <a href="http://www.chamrannews.com/">چمران نیوز</a> / <a href="http://sabzlink.com/">شبکه اجتماعی سبزلینک</a> / <a href="http://nedayeazadi.org/">ندای آزادی</a> / <a href="http://www.irangreenvoice.com/">ندای سبز آزادی</a> / <a href="http://norooznews.org/">نوروز</a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">گردانندگان صفحات فیسبوک:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><a href="http://www.facebook.com/10Esfand">۱۰ اسفند</a> / <a href="http://www.facebook.com/bazdash">اگر بازداشت شدیم، چه کنیم؟ </a> / <a href="http://facebook.com/ifai88">ایران برای همه ایرانیان</a> / <a href="http://www.facebook.com/fb.iranian">ایرانیان فیسبوک</a> / <a href="http://www.youtube.com/user/standswithfist60/featured">ایستاده با مشت</a> / <a href="http://www.facebook.com/IRI.PseudoAuthority">بابا اقتدار</a> / <a href="http://www.facebook.com/zanvamard">برابری­طلبان مخالف زن­ستیزی و مرد­ستیزی</a> / <a href="http://www.facebook.com/freeMirHosseinMousavi">برای آزادی میرحسین موسوی از حصر خانگی عضو شوید</a> / <a href="http://www.facebook.com/Haleh.Sahabi">به یاد هاله سحابی</a> / به یاد هدی صابر / پی‌گیری وضعیت زندانیان سیاسی استان فارس / <a href="http://www.facebook.com/Tahrim.e.Faal">تحریم فعال انتخابات مجلس</a> / <a href="https://www.facebook.com/jonbeshdaneshjoyi">جنبش دانشجویی</a> / حامیان مجتبی واحدی / <a href="http://www.facebook.com/Hassr">حصرشان را خواهیم شکست</a> / حمایت از رامین پرچمی، هنرمند سبزمان / حمایت از محمود وحیدنیا / <a href="http://www.facebook.com/IranianGreenArtists">حمایت از هنرمندان سبز</a> / <a href="http://www.facebook.com/SecularDemocracyforIran">دموکراسی سکولار برای ایران</a> / <a href="http://www.facebook.com/awarenesstowardfreedom">سال ۹۰ سال آگاهی تا رهایی</a> / <a href="http://facebook.com/setadesabzomid">ستاد سبز امید</a> / <a href="http://www.facebook.com/shahrvnd.sabz">شهروند سبز</a> / کمپین خانواده زندانیان سیاسی / <a href="http://www.facebook.com/pages/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA/254808861212887">کمپین درخواست از هنرمندان برای شکستن سکوت</a> / گروه فیسبوکی ایرانیش نیوز / <a href="http://www.facebook.com/Osiian">گروه هنری عصیان</a> / <a href="http://www.facebook.com/GreentoothIran">گرین­توث؛ رسانه شهروندی</a> / <a href="http://www.facebook.com/adamrobayi">گزارش یک آدم ربایی-حال و هوای یک رئیس جمهوری درحصر</a> / ما مخالف حمله نظامی به ایران هستیم / مجید توکلی-شرف جنبش دانشجویی- را آزاد کنید / من در انتخابات شرکت نمی­کنم / من میرحسین موسوی هستم / مهدی کروبی / مهدی کروبی را آزاد کنید / <a href="https://www.facebook.com/pages/%D9%86%D9%87%D8%B6%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%BA%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%8A%D9%8A/236168873135708">نهضت بازگشت­های غیرمقوایی</a> / <a href="http://www.facebook.com/green.movement.syria.revolution">The Green Movement of Iran Supports the Syrian Revolution</a> /</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"> &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">* <a href="http://goo.gl/omWiD" target="_blank">لینک مطلب در تارنمای مدرسه عرصه سوم</a></p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1390/11/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d9%85%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%c2%ad%d9%87%d8%a7%d8%8c-%da%a9%d9%86%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حقوق بشر چیست ؟</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1390/11/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1390/11/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 14:44:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=219</guid>
		<description><![CDATA[حقوق بشر حقوقی بنیادین و انتقال ناپذیر است که برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می‌شود . تعریف مذکور می‌تواند تصویری کلی ومبهم از ماهیت این حقوق به دست دهد . شاید بتوان در حالت دقیق تر حقوق بشر را اینگونه شرح داد : « مجموعه حقوقی که ، بر اساس نظریه ی « حقوق طبیعی » به « موجب قانون طبیعی » یکسان به افراد بشر داده شده و جز ذاتی و جدایی ناپذیر موجودیت انسانی آن ها به شمار می آید ونهادهای حقوقی و قضایی ( داخلی و بین المللی ) می باید از آن دفاع کنند . »]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_220" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/Human-Rights-Abuse.jpg"><img class="size-full wp-image-220" title="Human Rights Abuse" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/Human-Rights-Abuse.jpg" alt="حقوق بشر" width="300" height="299" /></a><p class="wp-caption-text">حقوق بشر</p></div>
<p style="text-align: justify;">
حقوق بشر حقوقی بنیادین و انتقال ناپذیر است که برای حیات نوع بشر اساسی تلقی می‌شود . تعریف مذکور می‌تواند تصویری کلی ومبهم از ماهیت این حقوق به دست دهد . شاید بتوان در حالت دقیق تر حقوق بشر را اینگونه شرح داد : « مجموعه حقوقی که ، بر اساس نظریه ی « حقوق طبیعی » به « موجب قانون طبیعی » یکسان به افراد بشر داده شده و جز ذاتی و جدایی ناپذیر موجودیت انسانی آن ها به شمار می آید ونهادهای حقوقی و قضایی ( داخلی و بین المللی ) می باید از آن دفاع کنند . »<br />
شاید به جرات بتوان گفت اندیشه تکریم و حفظ حقوق بشر قدمتی به درازای تمدن انسانی دارد . ردپای این اهتمام را می‌توان در منشور حقوق بشر کوروش بزرگ پس از فتح بابل در سال ۵۳۸ ق.م که بر کتیبه‌ای گلی به زبان اکدی زبان مردم بابل و زبان بین‌المللی آن روزگار نوشته شده به روشنی مشاهده کرد . در زمان های نزدیک تر ، در دوران معاصر اروپا و آمریکا نیز میتوان به متون تاریخ سازی اشاره کرد که به نوعی خواستگاه حقوق بشر نوین می باشند . از آن جمله می توان به : منشور کبیر (۱۲۱۵) و اعلامیه درخواست حقوق ۱۶۲۸ در انگلستان ، اعلامیه حقوق بشر و شهروند (۱۷۸۹) که پس از انقلاب فرانسه به تصویب رسید ، اعلامیه حقوق دولت ویرجینیا (۱۷۶۶) و اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا (۱۷۷۶) و همچنین اعلامیه حقوق مردم زحمت‌کش و استثمارزده (۱۹۱۸) اتحاد جماهیر شوروی اشاره کرد .<br />
یکی از مقاصد اصلی هر نظام حقوقی ، حمایت از افراد در برابر ستم است . معمولا حقوق افراد را قانون محلی حمایت می کند و در فدراسیون ها ، علاوه بر قانون محلی ، دستگاه فدرال این وظیفه را بر عهده دارد . در برخی موارد ، اگر در داخل چنین حمایتی وجود نداشته باشد ، ستمدیدگان به نهادهای بین المللی مربوط پناه می برند .</p>
<p>نخستین مقررات و ضوابط بین المللی در دفاع ار حقوق بشر ، برای دفاع از خارجیان در برابر آزار مقامات محلی پایه گذاری شد . بسیاری از دادگاه های ویژه بین المللی وکمسیون های رسیدگی به دادخواست ها در طول قرن نوزدهم برای همه کشور ها مقررات حداقلی برای رفتار با خارجیان گذاشتند . اگر شهروند دولتی به سبب نقض یکی از این مقررات توسط  دولت یا مامور رسمی کشور پیگر ، آسیب ببیند ، کشور آسیب رسان می باید غرامت آن را به کشور دیگر بپردازد . پس از جنگ جهانی اول سلسله ای از پیمان ها میان دولت های اروپایی بسته شد که چندین کشور اروپایی را در مورد حمایت از اقلیت ههای نژادی ، دینی و ملی پایبند می کرد و جامعه ملل بر اجرای این تعهد ها نظارت داشت .</p>
<p>قانون بین المللی معمولا با روابط میان یک دولت و شهروندانش کاری ندارد ، اما اگر رفتار دولتی با مردمش اصول انسانیت یا عدالت را نقض کند و وجدان بشریت را تکان دهد ، قاعده ی عدم دخالت از اعتبار می افتد . چنان که درطول  قرن نوزدهم ، تجارت برده های آفریقایی بطور کلی محکوم شد و در پی کشت و کشتار اقلیت ها در خاورمیانه ، مانند کشتار ارمنیان در عثمانی ، کشور های غربی دست به اقداماتی زدند . اما ، ستمگری بیرحمانه رژیم نازی و کشت و کشتار اقلیتها و ساکنان سرزمین های اشغال شده به دست نازیها ، لزوم حمایت بین المللی از حقوق بشر را همه گیر تر کرد .</p>
<p>اندیشه حمایت از حقوق بنیادین بشر پس از جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید . در « کنفرانس سانفرانسیسکو » * (۱۹۴۵)که برای تهیه ی منشور ملل متحد تشکیل شد ، بسیاری از هیئت های نمایندگی پافشاری کردند که در مورد حقوق بشر در منشور ملل متحد پیش بینی هایی صورت بگیرد و برخی پیشنهاد کردند که یک اعلامیه ی تفصیلی در مورد حقوق بشر به منشور پیوسته شود . اما از آنجا که تهیه ی چنین اعلامیه ای می بایست به دقت انجام می شد و درآن کنفرانس وقتی برای آن نبود ، در منشور چندین نوبت به حقوق بشر اشاره شد .<br />
در آمد منشور بر ایمان به« حقوق اساسی بشر» تاکید می کند و ماده ی یکم آن این اصول را در میان مقاصد سازمان ملل می گنجاند : « دستیابی به همکاری بین المللی&#8230;برای پیشبرد و تشویق احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همه ، صرف نظر از نژاد ، جنس ، زبان ، یا دین » . در ماده ۷۶ نیز ، ضمن شرح دیگر مقاصد ملل متحد ، چنین پیش بینی هایی از جهت اقتصادی و اجتماعی شده است . به « مجمع عمومی» اختیار داده شده که برای « یاری به تحقق» این حقوق و آزادی ها ، مطالعات و توصیه هایی بکند ، و « شورای اقتصادی و اجتماعی» اختیار یافته است که برای « پیشبرد احترام» به این حقوق و آزادی ها و « مراعات» آن ها توصیه هایی بکند و کمیسیونی ویژه برای « پیشبرد حقوق بشر» بر پا کند . (ماده های ۱۳،۶۳،۶۸)<br />
سر انجام ، همه ی اعضا خود را متعهد کردند که « از راه اقدام های مشترک و جداگانه » برای « محترم داشتن و مراعات حقوق بشر و آزادی های اساسی برای همه ، صرف نظر از نژاد ، جنس ، زبان و دین با سازمان همکاری کنند . » (ماده های ۵۵ و ۵۶)<br />
اما هیچ یک از این پیش بینی ها  تعریفی دقیق از معنای عبارت « حقوق بشر و آزادی های اساسی» به دست نمی داد و وظیفه سازمان ملل محدود به «پیشبرد» و « تشویق» احترام به این حقوق و آزادی ها مراعات آن ها بود . در نتیجه ، استدلال شد که این پیش بینی ها هیچ تعهد معینی ایجاد نمی کند و سازمان ملل نمی تواند آن ها را به اجرا گذارد مگر آنکه در یک سند تکمیلی بدرستی تعریف شوند . ازاینرو ، ضروری دانستند که « کمیسیون حقوق بشر ملل متحد» دو وسیله ی جداگانه برای آن تهیه کند : اعلامیه ای حاوی اصول کلی و دیگر ، پیمانی که حاوی تعهدات الزام آور باشد (یعنی میثاق حقوق بشر) .</p>
<p>در حال حاضر حقوق بشر یکی از مهم‌ترین موضوعات در حقوق بین‌الملل معاصر است ، حساسیت بسیاری نسبت به رعایت آن وجود دارد و اسناد جهان شمول متعددی بر مدون کردن این حقوق کوشیده‌اند ، در بسیاری از کشورها نهادها و کمیته‌هایی برای پیگیری این موضوع در نظر گرفته شده و یا حتی وزارتخانه‌ای با عنوان حقوق بشر تأسیس شده‌است . و نهایتا در سازمان ملل نیز تلاش‌های مستمر کوفی عنان دبیر کل سابق سازمان ملل متحد منجر به ایجاد شورای حقوق بشر به عنوان یکی از ارکان سازمان ملل متحد گردیده‌است ، شورایی که با اختیارات اجرایی گسترده تری از سلف خود (کمیسیون حقوق بشر) از دو اهرم‌های اجرای تصمیمات ملل متحد می‌باشد . رعایت کامل حقوق بشر از نگرانی‌های همیشگی سازمان‌های جهانی است .<br />
پی نوشت :<br />
* کنفرانس سان فرانسیسکو در آوریل ۱۹۴۵ در شهر سان فرانسیسکو در ایالات متحده آمریکا برگزار شد. در این کنفرانس پنجاه کشور شرکت کننده طرح‌های تهیه شده در کنفرانس دامبارتن اوکس (یا گفتگوهای واشینگتن درباره سازمان صلح و امنیت بین‌المللی) که در اوت ۱۹۴۴ در شهر واشینگتن دی.سی برگزار شده بود را به تصویب رساندند و سازمان ملل متحد را رسما تشکیل دادند . دادن حق وتو به پنج عضو دائمی شورای امنیت نیز در این کنفرانس به تصویب رسید.</p>
<p style="text-align: justify;">
<strong>منابع :</strong><br />
داریوش آشوری ، دانشنامه ی سیاسی ، ۱۳۸۰<br />
ربکا والاس ، حقوق بین‌الملل عمومی ، ترجمه: قاسم زمانی و مهناز بهراملو ، ۱۳۸۲<br />
گلن جانسون ، اعلامیه جهانی حقوق بشر و تاریخچهی آن ، ترجمه: محمدجعفر پوینده، نشرنی ۱۳۷۸<br />
تارنمای دانشنامه ویکی پدیای فارسی</p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: justify;">* این مطلب در  <a href="https://hra-news.org/news-papers/11133-1.html" target="_blank">یازدهمین شمارهٔ ماهنامهٔ حقوقی- اجتماعی “خط صلح”</a>، به صاحب امتیازی <a href="http://www.hra-news.org/" target="_blank">مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران</a> منتشر شد.</p>
<p style="text-align: justify;">* <a href="../wp-content/uploads/2012/02/011-2.pdf">دریافت فایل پی دی اف نشریه خط صلح ، شماره ۱۱</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1390/11/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتراض انجمن های صنفی و سینماگران به حکم وزارت ارشاد مبنی بر انحلال خانه سینما</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1390/10/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%da%a9/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1390/10/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Jan 2012 14:56:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=226</guid>
		<description><![CDATA[واکنش ها به حکم انحلال خانه سینما همچنان ادامه دارد و هر روز ابعاد تازه تری پیدا میکند. در پی حکم وزیر ارشاد مبنی بر انحلال خانه سینما که در تاریخ ۱۳ دی ماه سال جاری  رسما به  محمد مهدی عسگرپور مدیرعامل خانه سینما اعلام شد ، انجمن های صنفی سینمایی ، گروه ها ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_227" class="wp-caption aligncenter" style="width: 310px"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/cinema-home-logo.jpg"><img class="size-full wp-image-227" title="cinema-home-logo" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/cinema-home-logo.jpg" alt="خانه سینما" width="300" height="383" /></a><p class="wp-caption-text">خانه سینما</p></div>
<p style="text-align: justify;">واکنش ها به حکم انحلال خانه سینما همچنان ادامه دارد و هر روز ابعاد تازه تری پیدا میکند. در پی حکم وزیر ارشاد مبنی بر انحلال خانه سینما که در تاریخ ۱۳ دی ماه سال جاری  رسما به  محمد مهدی عسگرپور مدیرعامل خانه سینما اعلام شد ، انجمن های صنفی سینمایی ، گروه ها ، صاحب نظران و هنرمندان بسیاری اقدام به موضع گیری و اعلام نظر در این رابطه کرده اند.<br />
در تازه ترین این واکنش ها هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده به نام ، که چندین اثر سینمایی همچون قصه های مجید و مربای شیرین در سال های گذشته با اقتباس از آثار وی تهیه شده است در یک برنامه زنده تلویزیونی سیمای جمهوری اسلامی نسبت به این حکم اعتراض کرده است.<br />
آقای مرادی کرمانی دراین برنامه بااشاره به عضویتش در خانه سینما و ارتباط چهل ساله با اهالی سینما گفت :  “من با وزیر ارشاد آقای حسینی همشهری هستم و با آقای سجاد پور دوستم . خطاب به این دونفر می گویم جوری عمل نکنند که انحلال خانه سینما گردن آنها بیافتد . این برای ما کرمانی ها خوب نیست . جوری جفت وجور کنند و سعی کنند یک تعادلی به وجود آید .’’ وی باانتقاد از سیاسی شدن عرصه فرهنگ گفت : ‘’ من با آقایان عسگرپور وتوحیدی هم دوست هستم . به نظرم خانه سینما خانه ای متعلق به هنرمندان است و هنرمندان همواره نقش ارزنده ای در نظام داشته اند . ‘’ نویسنده قصه های مجید گفت : ‘’ با انحلال خانه سینما ، دل هنرمندان می شکند . می گویند اگر هنرمندی دستش بشکند با دست شکسته می تواند کار کند ولی اگر دلش بشکند با دل شکسته نمی تواند کار کند  ‘’.آقای مرادی کرمانی درادامه اظهارات خود گفت : ‘’ ما در جهانی هستیم که دیگر سقفی وجود ندارد بااین وضعیت چرا ما می خواهیم بر در خانه سینما قفل بزنیم ؟ ماهنرمندانی داریم که مردم با آنها خندیده اند وگریه کرده اند . هم اکنون بسیاری از هنرمندان خود تلویزیون عضو خانه سینماهستند . باید کاری کنیم که نه سیخ بسوزد ونه کباب ! اما با انحلال خانه سینما هم سیخ می سوزد وهم کباب . به نظرم باید این مشکل را باکدخدا منشی حل کرد . بسیاری از مشکلات این کشور با کدا خدا منشی حل شده است . مسئولان باید کاری کنند خانه سینما پا برجا بماند و ما سر سیاه زمستون آلاخون والاخون نشویم! “<br />
کمی پیش تر حمید فرخ نژاد بازیگر و کارگردان مطرح سینمای ایران در اظهار نظر جالبی در پاسخ به خبرنگاری که از وی درباره حکم انحلال خانه سینما پرسیده بود ، این گونه پاسخ خود را بیان داشت  :«سینماگران فعلا خویشتنداری کنند و در این شرایط نمیرند!» فرخ نژاد درباره چرایی این پیشنهاد گفته : « قبلا خانه سینمایی وجود داشت که تشییع جنازه سینماگران را برعهده میگرفت اما الان حتی شرایطی برای برگزاری مراسم تدفین هم وجود ندارد! »<br />
در همین حال یکی از اولین واکنش ها به حکم انحلال خانه سینما ، از سوی جامعه اصناف سینمایی ایران صورت گرفت . این صنف سینمایی با صدور بیانیه ای حمایت خود را از خانه سینما این گونه اعلام داشت : ‘’ ما صنوف سینمای ایران خانه سینمای ایران را ، خانه قانونی خود می دانیم ، چرا که در مراجع رسمی کشور به ثبت رسیده است ، اساسنامه آن را خود به تصویب رساندیم چرا که طبق قوانین رسمی کشور مجمع عمومی حق هرگونه تغییر در اساس نامه خود را دارد ، هیات مدیره خانه سینما را با آرای خود برگزیدیم و به انتخاب خود ایمان داریم . ‘’<br />
از دیگر هنرمندان معترض به این حکم میتوان به خانم تهمینه میلانی کارگردان نام آشنای سینمای ایران اشاره کرد . وی با انتشار یادداشتی به این حکم واکنش نشان داده است :<br />
‘’  هنرمندان می خواهند مسئول سرنوشت خودشان باشند . خانه سینما خانه همه ی سینماگران ایران است. کافی است ایرانی باشید و سینماگر ،  تا سهم کوچکی از خانه یی که وسعت کمی دارد و مسائل و مشکلات بیشمار، داشته باشید. خانه ای پر از انسان هایی از طبقات اجتماعی، اقتصادی و فکری متفاوت. بیش از پنج هزار انسان تنها همین یک خانه را دارند تا مسائل و مشکلات معیشتی، درمانی، شغلی و &#8230; خود را در آن مطرح کنند . گرچه غالبا هم  دست خالی بر می گردند ، اما خب ! خانه ی امید آنهاست .و ناگهان با یک امضا تهدید به بی خانمانی می شوند. طبعا سوالی که مطرح می شود این است ، چرا؟صحبت های مسئولین امر را با دقت شنیدم  و مطلقا قانع نشدم . گیرم که مدیریت فعلی خانه فرد صالحی نیست ، گیرم که شورای خانه دچار خطا شده و شورای دلسوزی نیست و در بدترین حالت ، منافع فردی و یا حتی گروه خاصی را دنبال می کننند . خب! این که تازگی ندارد ، و   اساسا مسئله ی لاینحلی نیست .  در صورت لزوم  می توان با یک مجمع عمومی از آنها خلع ید کرده و گروه شایسته یی را جایگزین آنها کرد .پس چرا در  خانه ی ما بسته شده است ؟ مگر پیشینیان ما نگفته اند که برای یک بی نماز در مسجد را نباید بست !<br />
مجموعه ی اطلاعات را که کنار هم می گذارم به این نتیجه می رسم که پشت این تصمیم ، پیش از اینکه خرد حاکم باشد ، خشم ، نفرت ، حسادت و احساسات عمل کرده است .’’<br />
در جای دیگری از این یادداشت خانم میلانی می گوید : ‘’ اگر شما  حقیقتا خواهان هنر متعهد هستید ، باید  ازاستقلال هنرمندان استقبال کنید ، و بگذارید خودشان در خانه ی خود  برای خودشان تصمیم بگیرند و زمینه را برای  تغییرات مثبت اجتماعی فراهم سازند . طبیعتا  جامعه یی که از تغییر استقبال کند ، می تواند به جای آنکه صرفا در مقابل آن واکنش منفی نشان دهد ، آن را به خدمت بگیرد .’’<br />
از جمله دیگر واکنش های اعتراضی نسبت به این حکم از سوی هنرمندان باید به یادداشت خانم رخشان بنی اعتماد اشاره کرد که در آن این گونه اظهار نظر کرده است : ‘’ خانه سینما، فقط یک‌ مکان نیست که به حکمی در آن بسته شود. «خانه سینما»، برآیند تلاشی طولانی برای رسیدن به مجمعی از تشکل‌های صنفی است. «خانه سینما»، ملکی اجاره‌ای نیست که صاحب ملکی حکم تخلیه آن را بدهد. «خانه سینما»، خانه‌ای ساخته‌شده به دست تک‌تک اهالی خانواده است که مالکیتش نه به سند شش‌دانگ منگوله‌دار که متکی به نیروی اندیشه سازندگانش، غیرقابل واگذاری و تخلیه است. به همین جهت بسته شدن «خانه سینما» را امر غیرممکن بدانید که اگر ساختمان شماره یک خیابان سمنان و ساختمان شماره دو خیابان وصال حکم به قفل بگیرد، خانه ما در اتحاد اهالی خانواده سینما پا برجاست، حتی اگر موقتا مکانی برای گردهم آمدن نداشته باشیم، هیچ مصوبه‌ای، یارای قفل زدن بر باور ما، به پابرجایی خانواده سینما را ندارد. “<br />
کمال تبریزی کارگردان و خلق کننده آثار ماندگاری همچون لیلی با من است و مارمولک در اقدامی متفاوت با انتشار نامه ی سرگشاده و طعنه آمیز به وزیر ارشاد اعتراض خود را به حکم تعطیلی خانه سینما نشان داده است . در ابتدای این نامه اینگونه آمده است  : “ اقدام بسیار، بسیار شجاعانه و اصرار و پایمردی مجدانه آن عالیجناب مبنی بر بستن و انحلال خانه سینما، عملی ستودنی و در خور تحسین است که ما بدان افتخار و مباهات می‌کنیم. این عمل هوشمندانه در آستانه دهه فجر و بزرگ‌ترین رخداد فرهنگی و هنری کشور که بناست نیرو و توان مضاعفی به اهالی نااهل سینما تزریق نماید، حکایت از درایت ذاتی جنابعالی دارد. انجام این عمل بغایت بهنگام نام جنابعالی را در تاریخ و هنر کشور ثبت خواهد کرد. “<br />
او در ادامه نامه نوشته است : “  جنابعالی به فراست و درایت شایسته و درخورشان یک وزیر فرهنگی دریافته‌اید که «دشمن اصلی» را شناسائی و گریبان او را بگیرید و قطعاً این دشمن اصلی کسی نیست جز سینمای ایران و اهالی فاسق و فاجر آن، لذا اقدامات ارزشمند آن عالیجناب در کشف و انحلال لانه فسادی بنام خانه سینما عملی ستودنی و درخور تحسین و قدردانی است . تقاضای عاجزانه از درگاه آن عالیجناب داریم تا ریشه کردن جرثومه سینما از پای ننشسته و تا تمامی دست و پای این اژدهای مخوف را قطع نکرده‌اید خستگی و ملال بر شما غلبه ننماید. “<br />
در تازه ترین واکنش صورت گرفته از سوی فعالین غیر سینمایی به حکم صادر شده ، شیرین عبادی ، برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر ، در نامه ای سر گشاده به احمد شهید ، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران ، ضمن محکوم کردن این حکم ، توجه او را به یکی دیگر از اقسام نقض حقوق بشردر ایران جلب نموده است . خانم عبادی در این نامه خاطرنشان کرده است : ‘’ نهاد های مدنی و صنفی در هر جامعه ای از لوازم دموکراسی بشمار می روند. طبق اصول ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، انجمن های صنفی و اجتماعات و نهاد های مدنی و سیاسی، مشروط بر این که مغایر استقلال ، آزادی، وحدت ملی و موازین اسلامی نباشند، مجاز بوده و موجودیت آنها باید مورد حمایت قرار گیرد.متاسفانه در سالهای اخیر خصوصأ از خرداد ۱۳۸۸ به بعد ، اکثر نهادهای صنفی و مدنی از جمله انجمن های صنفی روزنامه نگاران ، نویسندگان ، دانشجویان ، کارگران ، اتوبوس رانان شهری و&#8230; توسط مامورین امنیتی بسته شدند. آخرین نهاد صنفی که اخیرا بسته شد &#8220;خانه سینما&#8221; است . ‘’ در ادامه خانم عبادی پس از ذکر تاریخچه ای کوتاه از نهاد خانه سینما ، به ذکر قسمتی از مشکلاتی که برای این نهاد در سالیان گذشته به وجود آمده ، پرداخته است . در نهایت خانم عبادی نامه خود را به آقای احمد شهید این گونه به پایان رسانده است :    ‘’ نظر به این که این گونه اقدامات دولت ایران در نهایت منجر به سرکوب و از بین رفتن نهادهای مدنی و صنفی می شود ، مستدعی است با درج موضوع در پرونده دولت جمهوری اسلامی ایران، توجه مقامات مسئول را به لزوم استقلال و حمایت از نهاد های مذکور جلب نمائید. ‘’<br />
همچنین کانون نویسندگان ایران نیز در بیانیه ای ضمن محکوم کردن حکم انحلال خانه سینما نگرانی خود را از انحلال این نهاد اعلام کرد و خواهان لغو این تصمیم دستگاه اجرایی شد.کانون نویسندگان در بیانیه خود آورده است: &#8220;خانه‌ سینما یک تشکل صنفی ثبت‌شده و دارای شخصیت حقوقی است و انحلال آن جز با حکم دادگاه ذی‌صلاحیت که مسبوق به رسیدگی قانونی و مستند به دلایل قانونی باشد ممکن نیست.&#8221;<br />
هنرمندان دیگری چون عزت الله انتظامی ، مجید مجیدی ، بهمن فرمان آرا ، احمد رضا درویش ، منوچهر محمدی ، محمدرضا هنرمند ، ابراهیم حاتمی‌کیا ، مجتبی راعی ، حسن برزیده ، سیدرضا میرکریمی ، علیرضا خمسه ، رضا کیانیان ، محسن مخملباف ،  حسین زمان و&#8230; به شیوه های گوناگون همچون نامه های سرگشاده ، یادداشت های اعتراضی ، مصاحبه با رسانه های مختلف و اقدامات از این دست نسبت به اقدام وزارت ارشاد در اعلام انحلال خانه سینما واکنش نشان دادند . همچنین انجمن بازیگران ، کانون کارگردانان ، شورای عالی تهیه‌کنندگان ، کانون فیلمنامه‌نویسان ، کانون تدوینگران ، انجمن فیلمبرداران ، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ، انجمن مدیران تولید ، انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند ، انجمن مستندسازان ، انجمن جلوه‌های ویژه ، انجمن مدیران سالن‌های سینما ، انجمن فیلم کوتاه ، کانون آهنگسازان ، انجمن صدای سینمای ایران ، انجمن طراحان فیلم ، انجمن طراحان فنی و مجریان صحنه ، انجمن عکاسان ، کانون دستیاران فیلمبردار ، کانون مدرسان سینمایی ، کانون دستیاران کارگردان و برنامه‌ریزان ، انجمن منشیان صحنه ، انجمن مدیران تدارکات و انجمن گویندگان هم به منتقدان پیوسته اند . این درحالی است که وزارت ارشاد همچنان بر تصمیم خود مبنی بر انحلال خانه سینما پافشاری می کند و در مقابل موج انتقاد ها و اعتراض ها به این حکم از سوی جامعه هنری و فعالین جامعه مدنی با شدت ادامه دارد .</p>
<p style="text-align: justify;">——————————————————————————————————————————</p>
<p style="text-align: justify;">* این مطلب برای انتشار در تارنمای <a href="http://3rdsphereschool.org" target="_blank">مدرسه عرصه سوم</a> تهیه و در این تارنما <a href="http://goo.gl/PvvLk" target="_blank">منتشر گردید</a>.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1390/10/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b5%d9%86%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%ad%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفتگو با کوروش لاهوتی، سخنگوی کلیسای ایران در مورد آخرین وضعیت نوکیشان مسیحی در ایران‎</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1390/10/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%8c-%d8%b3%d8%ae%d9%86%da%af%d9%88%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7%db%8c-%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1390/10/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%8c-%d8%b3%d8%ae%d9%86%da%af%d9%88%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7%db%8c-%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Dec 2011 14:22:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندانیان سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[علی فتوتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=212</guid>
		<description><![CDATA[همان طور که در خبرها به صورت گسترده ای شاهد بودیم، سال ۲۰۱۱ میلادی سال افزایش فشار‌ها بر اقلیت‌ مسیحیان در ایران بود. بطوری که حتی مرتضی تمدن، استاندار تهران در آغاز سال ۲۰۱۱ از برخورد شدید با پیروان مذاهب و اقلیت های دینی در ایران خبر داد و پس از آن، شاهد دستگیری تعداد زیادی از مسیحیان در داخل ایران به اتهام‌هایی واهی مانند اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ دین مسیحیت بودیم. اکنون، در آغاز سال 2012 میلادی گفتگویی انجام داده ایم با آقای کوروش لاهوتی ، بعنوان سخنگوی رسمی  ‘’کلیسای ایران’’   تا با آخرین وضعیت پیروان این کلیسا در ایران بیشتر آشنا شویم.شایان ذکر است  ‘’کلیسای ایران’’  یکی از گروه های کنونی فعال مسیحیت در داخل کشور می باشند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_213" class="wp-caption aligncenter" style="width: 301px"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/koorosh-lahooti.jpg"><img class=" wp-image-213" title="koorosh-lahooti" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/koorosh-lahooti.jpg" alt="کورش لاهوتی" width="291" height="386" /></a><p class="wp-caption-text">کورش لاهوتی</p></div>
<p style="text-align: justify;">همان طور که در خبرها به صورت گسترده ای شاهد بودیم، سال ۲۰۱۱ میلادی سال افزایش فشار‌ها بر اقلیت‌ مسیحیان در ایران بود. بطوری که حتی مرتضی تمدن، استاندار تهران در آغاز سال ۲۰۱۱ از برخورد شدید با پیروان مذاهب و اقلیت های دینی در ایران خبر داد و پس از آن، شاهد دستگیری تعداد زیادی از مسیحیان در داخل ایران به اتهام‌هایی واهی مانند اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ دین مسیحیت بودیم. اکنون، در آغاز سال ۲۰۱۲ میلادی گفتگویی انجام داده ایم با آقای کوروش لاهوتی ، بعنوان سخنگوی رسمی  ‘’کلیسای ایران’’   تا با آخرین وضعیت پیروان این کلیسا در ایران بیشتر آشنا شویم.شایان ذکر است  ‘’کلیسای ایران’’  یکی از گروه های کنونی فعال مسیحیت در داخل کشور می باشند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>لطفن خود را برای خوانندگان مامعرفی و اندکی ازتاریخچه کلیسای ایران وهمچنین مسولیت خود در این کلیسا را برای خوانندگان ما شرح دهید.</strong><br />
من کوروش لاهوتی، یکی از اعضای کلیسای ایران هستم که توسط شورای کلیسا بعنوان سخنگوی رسمی کلیسای ایران انتخاب شده ام . کلیسای ایران شاخه ای از کلیسای جهانی عیسی مسیح که در ۲۰۰۰ سال پیش بنیان گذاشته شده می باشد، ولی بصورت رسمی در ایران حدود ۲۰ سال پیش شکل گرفته است .از این کلیسا میتوان بعنوان اولین جنبش کلیسای خانگی در ایران نام برد که دارای اعضای متعدد و جلسات منظم کلیسایی می باشد . البته تشکیل کلیسای ایران در قالب کلیسای خانگی بدلیل محدودیت های شدیدی است که دولت ایران برای اقلیت های مذهبی قایل میشود و ندادن مجوز برای تاسیس کلیسای ساختمانی باعث شد که این کلیسا به صورت کاملا منسجم و منظم بصورت خانگی فعالیت خود را آغاز و تا به امروز ادامه دهد  .</p>
<p><strong>در صورت امکان مختصری از آخرین وضعیت نوکیشان مسیحی در ایران را بیان فرمایید.</strong></p>
<p>همان گونه که مطلع هستید نوکیشان مسیحی از ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی در ایران به عناوین مختلف تحت آزار و اذیت و فشار قرار داشته اند . در این مدت اعضای کلیسای ایران بعلت پا فشاری خود در فعالیت های کلیسایی و تشکیل جلسات منظم ، خصوصا پس از سال ۸۵ که اولین موج دستگیری ها ی اعضای این کلیسا از سوی مقامات امنیتی وقضایی نظام آغاز گردید،به صورت متناوب با انواع تهدید و فشار از سوی حکومت روبرو گردیدند‌‌ . از آنجا که این کلیسا در مورد فعالیتهای خود هیچگونه سازشی بامسولان نظام نکرده ، این امر باعث آن شد که فشار مضاعفی بر روی اعضای این کلیسا قراربگیرد . این آزارها و فشارها طی دو سال اخیر طیف بسیار گسترده تری داشته که حتی منجر به یورش ماموران امنیتی حکومت به جلسات پرستشی کلیسا و بازداشت تعدادی از اعضا آن گردید . این فشارها همچنان با شدت ادامه دارد .</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آیا آماری از تعداد زندانیان و حکم های صادر شده علیه پیروان کلیسای ایران در دست دارید؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">باید خاطر نشان کنم احکام گوناگون و متفاوتی وجود دارد که در اینجا تنها به تعدادی از آنها به عنوان نمونه اشاره میکنم . از اعضای کلیسای ایران در حال حاضر کشیش یوسف ندرخانی ، کشیش کلیسای رشت ، به جرم ارتداد به اعدام محکوم شده است. ایشان بیش از دو سال است که در زندان لاکان رشت بسر می برد و وضعیت نامعلومی دارد . کشیش بهنام ایرانی از اعضای ارشد کلیسای ایران و کشیش کلیسای کرج که هم اکنون در زندان  قزل حصار کرج زندانی می باشد . آقای مهدی (یطرس) فروتن که پس از ابلاغ حکم یک سال حبس از سوی دادگاه شیراز در زندان عادل آباد شیراز دوران محکومیت خود را طی میکند . از دیگر موارد می توان به آقای پرویز خلج از اعضای ارشد کلیسای ایران در رشت که محکوم به یک سال حبس می باشد و در انتظار اجرای حکم بسر می برد نیز اشاره کرد. ضمنا نامبرده از زمان دستگیری در سال ۸۵ هم یک پرونده در جریان دارد که هنوز منجر به صدور حکم برای ایشان نشده است وبا توجه به رویه ای که دستگاه  قضایی ایران در پیش گرفته است ، احتمال دارد که در صورت اجرای حکم زندان نامبرده برای این پرونده هم حکم سنگینی صادر شود . آقای محمد رضا ( شاهین ) تقی زاده نیز از اعضای ارشد کلیسای ایران در رشت هستند که محکوم به ۵ سال حبس تعلیقی شده اند . آقای محمد ( ویلیام ) بلیاد از اعضای قدیمی کلیسای تهران که محکوم به یکسال زندان و ۵ سال حبس تعلیقی گردیده اند، که در صورت مراجعه به زندان حکم دوم نیز در مورد ایشان اجرا خواهد شد .خانم نازلی مکاریان از اعضای کلیسای تهران که به یک سال حبس محکوم شده اند . مورد دیگر آقای داود نجات ثابت از اعضای کلیسای رشت که محکوم به ۵ سال حبس تعلیقی شده است . آقای امین پیشکار از اعضای کلیسای رشت که محکوم به دو سال حبس گردیده است و همچنین آقای حامد پیشکار از اعضای کلیسای رشت نیز که محکوم به یکسال حبس گردیده است .همچنین آقای علیرضا سیدیان ، از دیگر اعضای کلیسای ایران ، که به ۶ سال حبس محکوم شده است و در انتظار اجرای حکم می باشد. باید یادآور شوم اعضای دیگری از کلیسای ایران هم هستند که پرونده های در جریان دارند که بزودی احکام آنها صادر خواهد شد .از جمله آنها می توان از آقای امید کلیبر نژاد از تهران و خانم مریم ترک کجوری ( همسر کشیش بهروز صادق خانجانی ) و همچنین آقای افشین وفاداران و آقای مصطفی زنگویی بوشهری از یزد که ایشان در حال حاضر از تحصیل در دانشگاه نیز محروم شده است ، نام برد.</p>
<p><strong>از آخرین وضعیت کشیش ندرخانی چه اطلاعی در دست است ؟ پیش بینی شما ازسرانجام این پرونده چیست ؟</strong></p>
<p>طبق اخبار غیر رسمی که در مورد ایشان وجود دارد پرونده کشیش یوسف ندرخانی را در حال حاضر مسکوت قرار داده اند. ولی آنچه که مسلم است ایشان هنوز محکوم به اعدام به اتهام ارتداد هستند و با وجود تمام تبلیغاتی که رژیم ایران در مورد این پرونده انجام داده، هیچ گونه تغییری در حکم صادر شده ایجاد نگردیده است و خطر اجرای حکم اعدام در مورد ایشان همچنان وجود دارد . وکلای ایشان همچنان در حال  پیگیری  پرونده می باشند. آن گونه که عملکرد مسولان نظام در موارد مشابه دیده شده است ، سعی براین است که با مسکوت گذاشتن این پرونده از حربه گذشت زمان برای کم رنگ شدن حساسیت موضوع از دید جامعه جهانی استفاده کنند . به نظر می آید قصد دارند از فشارهای بین المللی موجود خلاصی یابند و در زمانی مناسب نسبت به اجرای حکم اقدام نمایند . تا این لحظه هیچ کاری که نشان دهنده تغییر حکم باشد انجام نشده است . اگر این خبر که فرصت داده شده تا به هرطریق  کیش یوسف ندرخانی را وادار به توبه و بازگشت به اسلام نمایند صحت داشته باشد به نظر من شرایط برای آقای ندرخانی در زندان سخت تر و خطرناک تر خواهد شد. چون با این دستور العمل دست مسولان زندان رشت برای انتخاب روش توبه دادن باز گذاشته شده است و در نتیجه خطر شکنجه و آزار جسمی و روحی شدید کشیش یوسف ندر خانی نیز افزایش خواهد یافت و چه بسا اجرای حکم از طریق شکنجه میسر شود . بهر حال جوامع بین المللی باید آگاهانه و با هشیاری نسبت به این بازی جمهوری اسلامی واکنش نشان دهند  وهرگز نباید این فرصت به حکومت ایران داده شود که به نقض آشکار حقوق بشر در کشور ادامه دهد .</p>
<p><strong>اخیرا حکم جدیدی در مورد کشیش بهنام ایرانی توسط جمهوری اسلامی صادر شده است . در مورد پرونده و احکام ایشان چه اطلاعاتی وجود دارد؟</strong></p>
<p>در مورد کشیش بهنام ایرانی لازم می بینم توضیحات بیشتری بدهم . کشیش بهنام ایرانی از اعضای ارشد کلیسای ایران و کشیش ناظر کلیسای ایران در کرج هستند . ایشان در سال ۸۵ در اولین مرحله از دستگیری های گسترده اعضای کلیسای ایران توسط ماموران امنیتی چندین روز در بازداشت بسربرده است . پرونده ایشان منجر به صدور حکم ۵ سال حبس تعلیقی به جرم اقدام علیه امنیت ملی گردید. وی پس از آن همچنان به فعالیت های خود ادامه داد تا اینکه مجددا در سال ۸۸ در یورش ماموران امنیتی به منزل یکی از اعضای کلیسای کرج دستگیر گردید که این دستگیری با توهین و ضرب و شتم همراه  بود . پس از آن نامبرده چند ماه بدون هیچگونه مجوز قانونی در بازداشت بسر برد و سپس با قرار وثیقه آزاد گردید .وی مجددا در پرونده جدیدی که برای ایشان مطرح شد ، محکوم به یک سال حبس به جرم تبلیغ علیه نظام گردید و مجددا جهت اجرای حکم دستگیر و به زندان قزل حصار کرج منتقل شد . در حال حاضر ایشان همچنان در این زندان در بند مخصوص اشرار و در شرایط بسیار نامناسب نگهداری میشود و تا آنجا که حتی در این بند افرادی مامور ضرب و شتم و آزار و اذیت وی شده اند. لازم به ذکر است که مقامات قضایی حکم ۵ سال حبس نامبرده که مربوط به یک پرونده دیگر بوده و بصورت تعلیقی صادر شده بود را هم در مورد ایشان به اجرا در آورده اند . ایشان باید همچنان تا ۵ سال آینده در زندان بسر ببرند .لازم به ذکر است که در مورد کشیش بهنام ایرانی و سایر افرادی که احکام آنها صادر شده و از آنها یاد شد مسذله ارتداد در احکام انها از سوی مقامات قضایی مورد بررسی قرار نگرفته و بیم آن می رود که از این مورد سواستفاده شده و احکام مشابه حکم کشیش یوسف ندرخانی صادر شود .</p>
<p><strong>در پایان اگر مواردی وجود دارد که لازم میدانید به نمایندگی کلیسای ایران به آن اشاره شود ،لطفا  آنها را ذکر فرمایید.</strong></p>
<p>لازم است اعلام کنم آنچه که مسلم است جمهوری اسلامی ایران تا به امروز به هیچ یک از قوانین و قواعد انسانی و بشری که از سوی سازمان های بین المللی تحت عنوان حقوق بشر تنظیم و تدوین شده حضور نداشته و هیچ نرمشی نیز در این مورد از خود نشان نداده است . کلیسای ایران این امر را حق خود می داند که در صورت لزوم و ادامه فشارها از سوی حکومت ایران  برای احقاق حق اعضای خود از مقامات جمهوری اسلامی با ذکر نام در تمامی مجامع حقوقی بین المللی و حقوق بشری اعلام شکایت و طرح دعوی نماید و در این راه از کلیه مجامع بین المللی و دولت های آزاد اندیش در خواست همکاری می نماید .<br />
در انتها قصد دارم توجه مسولان نظام جمهوری اسلامی را به گفتاری از امام شیعه حسین بن علی جلب نمایم . این امام شیعه که جمهوری اسلامی خود را پیرو مکتب و جنبش عاشورایی وی و بقای نظام را در زنده نگه داشتن یاد او میداند در یکی از سخنان خود گفته است ” اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید ” اگر خط مشی حکومت ایران بر اساس تفکر امامان خود است باید برای افراد آزاده و آزاد اندیش که در جامعه ایرانی وجود دارند جایگاهی قایل باشد . حتی اگر این افراد به زعم ایشان بی دین و مرتد باشند ، چه رسد به افرادی که دارای تفکر الهی ولی غیر‌اسلامی باشند . باز هم یاد آور می شوم که حکومت جمهوری اسلامی عملا به هیچ یک از قوانین و مناسبات حقوق بشری پایبند نبوده واین از عملکرد این نظام در مورد افرادی مانند کشیش یوسف ندرخوانی و سایر افراد مشابه کاملا مشخص است و جوامع بین المللی نباید فریب اعمال ریا کارانه جمهوری اسلامی را بخورند . از وقتی که در اختیار من گذاشتید بسیار سپاسگزارم . برکت خداوند با شما باشد.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p style="text-align: justify;">* <a href="https://hra-news.org/2/1389-01-27-05-24-07/10866-1.html" target="_blank">لینک مصاحبه من با کورش لاهوتی ، سخنگوی کلیسای ایران درتارنمای هرانا</a></p>
<p>* <a href="http://www.rahsanews.com/archives/38006" target="_blank">لینک مصاحبه من با کورش لاهوتی ، سخنگوی کلیسای ایران در تارنمای رهسا نیوز</a></p>
<p>* متن مصاحبه من با کورش لاهوتی ، سخنگوی کلیسای ایران در <a href="https://hra-news.org/news-papers/11133-1.html" target="_blank">یازدهمین شمارهٔ ماهنامهٔ حقوقی- اجتماعی “خط صلح”</a></p>
<p>* <a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/011-2.pdf">دریافت فایل پی دی اف نشریه خط صلح ، شماره ۱۱</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1390/10/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d9%84%d8%a7%d9%87%d9%88%d8%aa%db%8c%d8%8c-%d8%b3%d8%ae%d9%86%da%af%d9%88%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%a7%db%8c-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان گرامی باد</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1390/09/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%af%d8%b1%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1390/09/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%af%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Nov 2011 21:29:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق زنان]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=171</guid>
		<description><![CDATA[روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: 'arial black', 'avant garde';"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2011/11/377761_10150380397353364_682148363_8446065_1630403880_n.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-172" title="نفی خشونت علیه زنان" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2011/11/377761_10150380397353364_682148363_8446065_1630403880_n.jpg" alt="" width="500" height="333" /></a></span></p>
<div id="id_4eceb5101d20f2b85154454" style="text-align: justify;">
<pre><span style="font-family: 'arial black', 'avant garde';">جمعه ۲۵ نوامبر، ۴ آذر</span></pre>
<pre><span style="font-family: 'arial black', 'avant garde';">«روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان»</span></pre>
<pre><span style="font-family: 'arial black', 'avant garde';">از سال ۱۹۸۱، ۲۵ نوامبر هر سال به عنوان روز جهانی رفع خشونت علیه زنان برگزیده شده است.</span></pre>
<pre><span style="font-family: 'arial black', 'avant garde';">ابن روز در سالمرگ کشته شدن <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%84" target="_blank">خواهران میرابل</a>،</span><span class="Apple-style-span" style="font-family: 'arial black', 'avant garde';">فعالان سیاسی اهل </span><a style="font-family: 'arial black', 'avant garde';" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%86" target="_blank">جمهوری دومینکن</a><span class="Apple-style-span" style="font-family: 'arial black', 'avant garde';"> ،</span></pre>
<pre><span class="Apple-style-span" style="font-family: 'arial black', 'avant garde';">بدست دیکتاتوری رافائل تروخیو است.</span></pre>
<pre><span class="Apple-style-span" style="font-family: 'arial black', 'avant garde';">این روز برای یادآوری عزم همگانی برای مبارزه با خشونت علیه زنان انتخاب شده است .</span></pre>
</div>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: 'arial black', 'avant garde';">با آرزوی دنیای بدون خشونت این روز را ارج می نهیم.</span></p>
<div style="text-align: justify;">
<div class="text_exposed_root text_exposed" style="display: inline;"><span class="text_exposed_show" style="display: inline;"><br />
</span></div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1390/09/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%da%af%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>واتسلاو هاول یک «اروپایی بزرگ» *</title>
		<link>http://www.kactus.ir/1390/09/%d9%88%d8%a7%d8%aa%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%88-%d9%87%d8%a7%d9%88%d9%84-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/</link>
		<comments>http://www.kactus.ir/1390/09/%d9%88%d8%a7%d8%aa%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%88-%d9%87%d8%a7%d9%88%d9%84-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 24 Nov 2011 12:55:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[صلح]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.kactus.ir/?p=208</guid>
		<description><![CDATA[واتسلاو هاول سیاست‌مدار، نمایش‌نامه نویس و نویسنده سرشناس ،زاده ۵ اکتبر ۱۹۳۶ در پراگ، اولین رئیس جمهور جمهوری چک از ۲ فوریه ۱۹۹۳ تا ۲ فوریه ۲۰۰۳ بود.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="attachment_209" class="wp-caption aligncenter" style="width: 453px"><a href="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/havel.jpg"><img class=" wp-image-209" title="havel" src="http://www.kactus.ir/wp-content/uploads/2012/02/havel-300x225.jpg" alt="واتسلاو هاول" width="443" height="331" /></a><p class="wp-caption-text">واتسلاو هاول</p></div>
<p style="text-align: justify;">واتسلاو هاول سیاست‌مدار، نمایش‌نامه نویس و نویسنده سرشناس ،زاده ۵ اکتبر ۱۹۳۶ در پراگ، اولین رئیس جمهور جمهوری چک از ۲ فوریه ۱۹۹۳ تا ۲ فوریه ۲۰۰۳ بود.<br />
او در خانواده ای فرهنگی و روشنفکر به دنیا آمد. تردیدی نیست که خانواده هاول‌ در تعاریف و طبقه‌بندی‌هایی که چپ‌گرایان عرضه می‌داشتند، بورژوا محسوب می‌شدند. چندین نسل از خانواده سر‌شناس هاول‌ها، از ثروتمند‌ترین و پرنفوذ‌ترین خانواده‌های پراگ بودند. پدربزرگِ واسلاو، سالنِ رقص بسیار معروفی به نام «لوسرنا» برپا کرده بود و عمویش، موسس یک استودیوی فیلم‌سازی به نام «باراندوف» بود، که صنعتِ فیلم‌سازی در چک را پایه گذاشت. در جریانِ کودتایِ فوریه ۱۹۴۸ خانواده او بخشِ مهمی از ثروت و نفوذش را از دست داد. آن‌ها در سال ۱۹۵۲ به ناچار سالنِ رقص لوسرنا را از دست دادند، هر چند سه سال پس از مصادره آن، اجازه یافتند مدیریت آن را برعهده گیرند. اما در توصیفِ این خانواده به‌ عنوان «مرتجع»، کمونیست‌ها چندان هم منصف و محق نبودند. واتسلاو در دنیایی از امتیازات و افتخارات رشد یافت، با این وجود اطرافیان او نگاهی صرفاً منفعت‌جویانه به سیاست نداشتند. محفلِ خانوادگی او جایی بود برای گفت‌وگوهای دائمی و پرسش‌های پایدار درباره موضوعات داغِ روز. پدربزرگِ مادریِ واتسلاو، دیپلماتی برجسته و خوش‌نام بود که آرمانِ اروپای متحد را در سر می‌پروراند، آرمانی که آن زمان خیلی دور از دسترس و ساده‌لوحانه به نظر می‌رسید. در همین سال‌های کودکی بود که ریشه‌های شخصیتِ آتیِ واتسلاو، گرایش‌های هنری او در مقام شاعریِ عمل‌گرا و سیاستمداری آرمان‌خواه شکل ‌گرفت. خانواده متعرض وی به طور مستقیم با اتفاقات فرهنگی و سیاسی چکسلواکی از سالهای۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ در ارتباط بوده و به همین دلیل رژیم کمونیستی چکسلواکی بعد از سال ۱۹۵۰ اجازه تحصیلات دبیرستانی را به هاول نداد و او مجبور به گذراندن دوره های شبانه برای تمام کردن مقطع دبیرستانی شد. وی در سال ۱۹۵۴ موفق به اخذ دیپلم متوسطه شد. سابقهٔ اختلافات سیاسی دوباره دلیلی برای عدم پذیرش وی در دانشکده‌های علوم انسانی شد و او به ناچار رشته اقتصاد را برای ادامه تحصیل در دانشگاه پراگ انتخاب کرد. واتسلاو هاول این رشته تحصیلی را بعد از دو سال ناتمام رها کرد. سنت فرهنگی خانواده و علاقه ذهن پویای وی را به دنبال علوم اجتماعی و فرهنگی میکشید و انگیزه روز افزون در وجود وی ایجاد می‌کرد.او بعد از اتمام خدمت سربازی در سال های۱۹۵۷-۱۹۵۹ به عنوانِ کارگردان پشت صحنه در تئاتری در پراگ مشغول به کار گشت و همزمان تحصیل مکاتبه ای در رشتهٔ دراما در دانشکده هنر دانشگاه پراگ را آغاز کرد. اولین بازی کامل وی در سال ۱۹۶۳با نمایشنامهٔ «جشن باغچه» روی صحنه رفت و جوائز و موفقیت بزرگی برای وی به همراه آورد. به دنبالِ آن نمایشنامه «خاطرات»،از موفقترین کارهایش را خلق کرد. واتسلاو هاول در سال ۱۹۶۴ با خانم اولگا نپلخالوا علی رغم میل خانواده و مخالفت مادرش ازدواج کرد. هاول بیست ساله بود که برای نخستین بار اولگا اسپیلیخالوا را ملاقات کرد. آن دو تقریباً هر روز در کافه اسلاویا با یکدیگر قرار دیدار داشتند. ریشه‌های خانوادگیِ اولگا و واسلاو تفاوت‌های بسیار چشمگیری داشت. اولگا در خانواده‌ای کارگری بزرگ شده بود که در حومه شهر زیزکوف و در فقر شدید زندگی می‌کردند. خانواده هاول با این وصلت مخالف بودند، اما آن دو اصرار داشتند که تفاوت‌های هر یک از آن‌ها کامل‌کننده دیگری است و پیوند آن‌ها ترکیبی ایده‌آل فراهم ساخته است. در سال‌های زندگی مشترکشان و تا زمانِ‌ مرگ اولگا در ژانویه سال ۱۹۹۶، او همواره نخستین کسی بود که نوشته‌های واسلاو را می‌خواند. اولگا قدیمی‌ترین و مهم‌ترین حامیِ افکارِ واسلاو و بعد‌تر جنبش مبارزاتی شد که هاول پیش می‌برد. نامه‌هایی که هاول از زندان به اولگا نوشت، به یکی از معروف‌ترین مجموعه نامه ها تبدیل شد و در سراسر جهان دیده و خوانده شد. اولگا در دورانِ ریاست جمهوری واسلاو، بسیار فرا‌تر از نقشِ عمدتاً منفعلِ «بانوی نخست» بسیار فعال و پر جنب‌وجوش بود و در سال‌های پس از سقوط کمونیسم خیریه‌ای را که بنیان نهاده بود، با جدیت اداره می‌کرد.<br />
هاول که با نشر غیرقانونی چند نمایشنامه هجوآمیز در اندک مدتی به شهرت رسیده بود، به سال ۱۹۶۸ در جریان &#8220;بهار پراگ&#8221; به یکی از فعال‌ترین سخنگویان جنبش بدل شد. او در دوران الکساندر دوبچک رهبر اصلاح‌طلب حزب کمونیست، در سمت دبیر &#8220;کانون نویسندگان مستقل&#8221; از حامیان فعال اصلاحات بود.جوّ اختناقی که پس از افول بهار پراگ در سال ۱۹۶۸ به‌وجود آمده بود هاول را برای مدتی از تئاتر و نمایش محروم ساخت ولی فعالیتهای سیاسی وی را بارزتر کرده و وی را وارد دنیای سیاست نمود. پس از سرکوب جنبش بهار پراگ،نشر و اجرای آثار هاول در &#8220;چکسلواکی و سراسر اردوگاه سوسیالیستی&#8221; ممنوع اعلام شد هاول برخلاف بیشتر همکارانش نه کشور را ترک کرد و نه به سازش با رژیم تازه تن داد.مقاومت هاول در برابر سانسور و نظارت دولتی، که به سکوت و اطاعت فرمان می‌دادند، مقاومتی حیاتی بود. نگارش برای او نیازی انسانی بود و او نشر اثر، چه به صورت چاپی و چه روی صحنه تئاتر را حق طبیعی خود می‌دانست و حاضر نبود از آن بگذرد. نوشته‌ها و فعالیت های سیاسی وی باعث به زندان افتادن و تحمل حبس‌های پیاپی و طولانی مدت گشت که بیشترین آنها به چهار سال حبس و تحت مراقبت بودن وی انجامید.هاول شاهکار خود، «خرامیدنی حزین» ، داستان سیاستمداری که بیمِ بازگشت به محبس دارد را پس از آزادی از زندانِ چهار ساله نوشت. از جمله دیگر شاهکارهای هاول، «قدرت ضعیفان»، در وصف بعد از توتالیتاریسم است که سیاست و جامعه مدرن را مهیا کننده مردم برای زندگی در دروغ می‌خواند. هاول در شرایطی سخت و ناهموار قلم می‌زد. بیشتر اوقات مجبور بود به‌ شتاب و با ترس و لرز بنویسد و نوشته را، پیش از آن که به دست مأموران بیفتد، هر‌چه زودتر به جای امنی برساند. اثری که با این زحمت نوشته می‌شد، هرگز روی صحنه نمی‌آمد. هاول گفته است همواره احساس می‌کرده که آثارش ناقص هستند، زیرا اثر نمایشی تنها روی صحنه است که جان می‌گیرد.در پایان دهه ۱۹۸۰ و در جریان خیزش مسالمت‌آمیز مردم چک علیه دیکتاتوری، واتسلاو هاول که به عنوان برجسته‌ترین چهره اپوزیسیون شناخته شده بود، در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ تشکیل نهادی به نام &#8220;میعادگاه شهروندان&#8221; را اعلام کرد، که جنبش را تا پیروزی نهایی هدایت کرد.  هاول در ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ از سوی هم‌میهنانش به ریاست جمهوری انتخاب شد.او اولین رئیس جمهور غیرکمونیست حکومت کمونیست چکسلواکی شد. وی از مخالفان حکومت دیکتاتوری و کمونیستی چک اسلواکی بود و آن حکومت را پوچستان (Absurdistan) می نامید. وی نقشی کلیدی در پیروزی انقلاب مخملین چکسلواکی داشت، انقلابی بدون خونریزی که منجر به فروپاشی حکومتِ کمونیستی چکسلواکی و تشکیل دو کشور جدید چک و اسلواکی شد.در سال ۱۹۹۰ در اولین انتخابات کشور جمهوری چک پس از انقلاب مخملین به عنوان رئیس جمهور برگزیده شدو زمینه را برای ورود جمهوری چک به بازار آزاد فراهم نمود. از جمله اقدامات مهم وی در اولین دورهٔ ریاست جمهوری فرمان عفو عمومی برای بسیاری از زندانیان و محکومان رژیم گذشته بود، اقدامی که به گفتهٔ بسیاری از منتقدانش آمار جرم را بعد از آن سال‌ها بالا برد. هاول قضاوت محاکم ناعادل را قابل اعتماد نمی‌دانست. هاول مهمترین دستاورد دوران ریاست جمهوری خود را فسخ و انحلال پیمان ورشو می‌دانست. او از مهمترین رهبرانی بود که باعث پیوستن اعضای سابق پیمان ورشو به اتحاد ناتو گردید.وی در سال ۱۹۹۸ برای بار دوم به ریاست جمهوری کشورش برگزیده شد ولی این دوران ریاست، دوران کسالت جسمانی وی بود و بیماری‌های دستگاه گوارشی و سرطان شش به علت استعمال دخانیات باعث نگرانی دوستداران وی گردید. در دنیای سیاست هاول همواره حمایت کننده ای صبور برای مقاومت‌های بدون خشونت بوده است. بیل کلینتون رییس جمهور سابق آمریکا شخصیت و روش مبارزه وی را به گاندی و نلسون ماندلا تشبیه کرده است.<br />
مخالفت واتسلاو هاول با زدودن و کنار گذاردن مسئولان سیاسی حکومت کمونیستی در دوره‌های بعد از انقلاب ۱۹۸۹ باعث زیر سؤال رفتن نقش وی در این انقلاب مخملین و فروپاشی کمونیسم در آن کشور شده بود ولی نتایج نظرسنجی سال ۲۰۰۵ واتسلاو هاول را سومین شخصیت محبوب کل تاریخ ملت چک معرفی کرد.در سال ۲۰۰۳ او موفق به دریافت جایزه صلح گاندی از طرف حکومت هند به خاطر حمایت‌هایش از حقوق بشر در بدترین شرایط و فعالیت‌های صلح دوستانه شد. وی از جمله شخصیت‌هایی بود که به حکومت جمهوری اسلامی ایران به جهت به زندان انداختن اکبر گنجی اعتراض کرده ، خواستار آزادی وی از زندان شد. او همچنین در اکتبر ۲۰۱۰، در یک همایش بین‌المللی در پراگ به حمایت از نسرین ستوده وکیل دربند ایرانی پرداخت و خواستار آزادی فوری او از زندان شد.هاول در طول زندگی سیاسی و هنری از طرف گروه‌ها و شخصیت‌های بین‌المللی زیادی مورد تقدیر قرار گرفته است که از آن جمله می‌توان به سال ۱۹۸۹و دریافت جایزه اولاف پالمه در سوئد ،در سال ۱۹۹۰ شناخته شدن به عنوانِ یکی از قهرمانان بزرگ آزادی ودریافت «مدال آزادی» از دستانِ رئیس‌جمهوری امریکا ومدال آزادی فیلادلفیا در سال ۱۹۹۴، و چندین بارنامزدِی جایزه صلح نوبل اشاره کرد.<br />
او در سال‌های آخر زندگی‌اش به همراه همسر دوم خود، داگمار هاولوا زندگی آرامی به دور از صحنه سیاست داشت. در ابتدای سال ۱۹۹۶ همسر اول هاول درگذشت و چند ماه بعد مشخص شد که عوارض ناشی از بازداشت‌های پیاپیِ دورانِ مبارزه و سیگار کشیدن‌های مداوم واسلاو را به سرطان ریه مبتلا کرده است. جز تحملِ جراحی، راه دیگری در پیش نبود اما نتیجه آن جراحی که به برداشته شدن بخش بزرگی از یکی از ریه‌ها منجر شد، موفقیت‌آمیز بود. آن زمان مقالات متعددی در نشریاتِ بین‌المللی درباره احتمالِ مرگ رئیس‌جمهور نگاشته شد با این وجود آنچه واقعیت داشت این بود که رئیس‌جمهور هاول، درمانِ کاملی را از سر گذارند. کمی نگذشت که دوستیِ نزدیک هاول با هنرمندی به نام داگمار وِسکِرنوآ آشکار شد و آن دو در ژانویه ۱۹۹۷ و در سالگرد مرگ اولگا همسر اول هاول با یکدیگر ازدواج کردند. واکنش‌ها به این ازدواج در جمهوری چک بسیار متفاوت بود. برخی آن را همچون داستانی عاشقانه می‌دیدند و برخی دیگر این نکته را به یاد می‌آوردند که از مرگِ اولگا، شریکِ چهل ساله زندگیِ واسلاو، تنها یازده ماه می‌گذشت. همسرجدید او، زیبا و هنرمند بود اما هیچ‌گاه روابطِ حسنه‌ای با نشریاتِ چک نداشت و از همین رو برخی سیاستمداران مدعی بودند که داگمار تاثیر زیادی روی فعالیت‌های سیاسی همسرش خواهد گذاشت، اما حرف‌ و حدیث‌های نخستین به تدریج رنگ باخت. در نهایت وی به دلیل بیماری های متعددی از جمله سرطان ریه و در اثر مشکلات تنفسی در سن ۷۵ ساالگی در خانه ییلاقی‌اش در شمالِ جمهوری چک در خواب در گذشت.</p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;">*درباره تیتر :  <strong>آنکلا مرکل صدر اعظم آلمان در ادای احترام به هاول او را یک «اروپایی بزرگ» که برای آزادی قاره جنگید توصیف کرد.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p><span style="background-color: #ffffff;">* این مطلب در <a href="https://hra-news.org/news-papers/10792-1.html" target="_blank"><span style="background-color: #ffffff;">دهمین شمارهٔ ماهنامهٔ حقوقی- اجتماعی “خط صلح”</span></a>، به صاحب امتیازی <a href="http://www.hra-news.org/" target="_blank"><span style="background-color: #ffffff;">مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران</span></a> منتشر شد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>** <a href="../wp-content/uploads/2012/02/010-2.pdf">دریافت فایل پی دی اف نشریه خط صلح ، شماره ۱۰</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.kactus.ir/1390/09/%d9%88%d8%a7%d8%aa%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%88-%d9%87%d8%a7%d9%88%d9%84-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

