برچسب گذاری توسط: تولدي ديگر

این نیز بگذرد ۲

سالگرد یک مرثیه!

یک سال پیش برای آخرین بار هوای بهاری شیراز رو تو ریه هام جا دادم و مادرم رو به آغوش گرفتم. آغوشی که چند ثانیه بیشتر طول نکشید تا نزارم بغضی که توی گلوم بود بشکنه و آخرین تصویر مادرم از من در حال گریه و همراه با اشک باشه. آغوشی که هنوز در حسرتشم که چرا بیشتر خودم رو توش رها نکردم.

IRAN ۰

تولدی دیگر

من مرد جوانی را میشناسم که دلش را در جایی از این دنیا جا گذاشته و به سوی نا کجا آباد سفر کرده.
دعایش کنید