برچسب گذاری توسط: من هنوز هستم

این نیز بگذرد ۲

سالگرد یک مرثیه!

یک سال پیش برای آخرین بار هوای بهاری شیراز رو تو ریه هام جا دادم و مادرم رو به آغوش گرفتم. آغوشی که چند ثانیه بیشتر طول نکشید تا نزارم بغضی که توی گلوم بود بشکنه و آخرین تصویر مادرم از من در حال گریه و همراه با اشک باشه. آغوشی که هنوز در حسرتشم که چرا بیشتر خودم رو توش رها نکردم.

۰

آره من زنده ام!

مدت هاست که ننوشتم.بدترین ساعت ها رو گذروندم و همچنین میگذرونم!کم کم همه چی داره مثلا آروم میشه.میگن آدم ها تو سختی ها ساخته میشن!اگر درست باشه من الان دارم آی ساخته میشم! این...